تبليغاتX
بیشککستان

بیشککستان

(قرقیزستان : سرزمین ناشناخته ها)

با پشت سر گذاشتن انتخابات دوره هشتم مجلس، فضاي كشور دوباره حال و هواي انتخاباتي مي گيرد.

 گروه هاي سياسي در حال شكلدهي فعاليت هاي خود براي انتخابات رياست جمهوري سال آينده مي شوند و رايزني ها، گمانه زني ها و اظهارات مربوط به اين موضوع شكل گرفته است و رسانه ها نيز خيلي زود براي داغ كردن اين انتخابات دست به كار شده اند.

آقاي احمدي نژاد با مصاحبه اخير خود با شبكه يك سيما عملاً فعاليت هاي انتخاباتي را آغاز كرد و وعده اعلام رسمي و كامل طرح تحول اقتصادي را مي توان منشور انتخاباتي ايشان براي دوره بعد دانست.

اصلاح طلبان نيز همچون چندين دوره قبل، گمانه زني ها را شروع كرده اند و مثل هميشه نام ميرحسين موسوي در صدر ليست اين گروه در مقطع كنوني است. هرچند از عبدالله نوري و آقاي خاتمي نيز ياد مي شود، ولي مطرح شدن نام ميرحسين، تبديل به يك موضوع خسته كننده شده است.

به اعتقاد من اصلاح طلبان بايد براي انتخابات آينده، نكات زير را هرگز فراموش نكنند :

ـ به جاي طرح موضوعاتي چون عبور از خاتمي و يا عبور از دوم خرداد ( با هدف ايجاد فضايي رواني براي كارا كردن بيشتر جريان اصلاح طلبي)، در پيش گرفتن راهبرد عبور از تئوري و ورود به عرصه عملگرايي، بيش از هر چيز ديگري مي تواند به اين جريان كمك كند.

ـ عدم تلاش و صرف انرژي بر روي نام ميرحسين موسوي ـ قدر مسلم در صورتي كه ميرحسين قصد حضور در اينگونه عرصه ها را داشته باشد، بدون ترديد بزرگان جريانهاي اصلاح طلب از قبل در جريان اين تصميم قرار خواهند گرفت. لذا در صورتي كه آنها بر اين اعتفاد باشند كه مانور بر روي ميرحسين تنها  با هدف جلب توجه افكار عمومي است، به نظر مي رسد بعد از چندين دوره، ديگر اين موضوع نمي تواند كارايي لازم را داشته باشد.

ـ خودداري از تلاش و  صرف انرژي فكري و عملياتي براي ورود دوباره خاتمي به عرصه انتخابات

ـ صرف انرژي بر روي شناسايي فرد و يا افراد محدود جديد ـ عملگرا و مسلط بر مهمترين موضوعات روز كشور به منظور معرفي اين نيرو و يا نيروها بعنوان گزينه اصلاح طلبان براي انتخابات

ـ‌تمركز بر ايجاد وحدتي استراتژيك و حداكثري در ميان نيروهاي اصلاح طلب

ـ تعيين تكليف زود هنگام فكري و عملياتي با نيروهاي ناسازگار در درون هسته اصلي و مركزي نيروهاي اصلاح طلب 

تا مطلب جديد ..... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 14:53  توسط حمید احمدی  | 

روز شنبه به اتفاق دو دوست به شهر آلماتي، پايتخت قبلي كشور قزاقستان رفتيم و ۲ روز را در آنجا مانديم

حدود كمتر از ۳ ساعت طول كشيد كه از بيشكك به آنجا رفتيم و براساس قرار قبلي به يك مترجم زبان فارسي گفته بوديم كه روبروي هتل قزاقستان در اين شهر منتظر ما باشد كه البته ايشان نيامده بود و چون به يكي از دوستان نيز اطلاع داده بوديم ايشان آمده بودند و اين دو روز حسابي ما را شرمنده خود كرد و به اتفاق خانواده ما را در ديدن جاهاي ديدني شهر آلماتي همراهي كرد.

توي آلماتي چند مركز تجاري و چند جاي تاريخي و ۲ مورد تفريحگاه هاي طبيعي اين شهر را ديديم

روز اول پس از خوردن نهار و استقرار در جايي كه براي اقامت پيش بيني شده بود، به تپه اي در حاشيه شهر آلماتي بنام كاك تبه رفتيم كه اگر بخواهم با تهران مقايسه كنم شكل و ساختار اين مكان تفريحي تركيبي از مكاني كه موزه حيات وحش دارآباد قرار دارد و همچنين امكانات تله كابين و ... توچال است، بود. يعني تپه اي مرتفع و سرسبز در حاشيه چسبيده به شهر كه از بالاي آن مي شود تمام شهر در حال رشد آلماتي را ديد و از طرف ديگر هم كوه هاي مرتفع و جنگل هاي پوشيده از درخت بود.

از ديگر جاهايي كه در آلماتي ديدن از آن برايمان جالب بود مركز تجاري مگا بود كه بسيار اروپايي و مدرن ساخته شده، آدم تصورش را نمي كند در شهر آلماتي چنين جايي وجود داشته باشد.

۴ سال پيش هم آلماتي را ديده بودم ولي تفاوت ها و پيشرفت هاي بسيار محسوسي بين آلماتي ۴ سال پيش و امروز وجود داشت.

بسياري از مناطق جديد شهر حالتي شبيه به تهران با اتوبون هاي پر پيچ و خم طولاني شده بود كه انگار عيناً از تهران الگو گرفته اند با ساختمانهاي بلند و بعضاً شيشه اي كه آلماتي را تبديل به شهري جديد و مدرن كرده است.

البته اين را اضافه مي كنم كه دولت قزاقستان از حدود ۱۲ يا ۱۳ سال پيش تصميم گرفت كه پايتختش را از آلماتي به شهر آستانه در شمال قزاقستان تغيير بدهد كه همين عوامل موجب شد بسياري از سرمايه گذاري ها و برنامه ريزي ها از آلماتي به آستانه جهت داده شوند كه همين موجب كندي رشد شهر آلماتي شد. علي رغم  اين موضوع، رشد اين شهر بسيار چشمگير و خيركننده بود.

در آخر بايد از دوستي كه در شهر آلماتي بسيار محبت كرد و ۲ روز شنبه و يكشنبه آخر هفته خودش را براي ما گذاشت و ما را همراهي كرد تشكر كنم.

پايان سفر ما روز يكشنبه بود كه حدود ساعت ۱۰ شب به  مرز قرقيزستان و قزاقستان رسيديم.

چند نكته در خصوص اين سفر :

ـ‌ طول زمان مسير بين آلماتي بيشكك كه تا چند سال پيش به دليل خرابي جاده حدود ۵ تا ۶ ساعت طول مي كشيد امروزه به خاطر ساخت جاده اي صاف و همراه به كمتر از ۳ ساعت رسيده است.

ـ گراني در شهر آلماتي بيداد مي كند و صداي همه را درآورده است. علاوه بر كالاها، خدمات تفريحي و رفاهي هم آنجا خيلي گران است.

ـ هر ليتر بنزين با كيفيت خوب در در شهر آلماتي ۹۹ تنگه (واحد پول قزاقستان) يعني معادل حدود ۷۰۰ تومان خودمان است البته اين مبلغ در پمپ بنزين هاي بين راه حدود ۳۰ تومان بيشتر است.

ـ شهر پر از ماشين هاي گران قيمت اروپايي، آمريكايي و ژاپني است.

تا مطلبي ديگر 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 18:2  توسط حمید احمدی  | 

سالهاست كه از رسانه هاي مختلف تعريف و تمجيد سواحل هاوايي را مي شنويم كه محل گذراندن تفريحات آخر هفته مرفهين بي درد اروپايي و آمريكايي و البته آسيايي است. سواحلي زيبا كه نماد گردشگري و استراجت در جهان تلقي مي شوند.

چند روز پيش خدا قسمت كرد و ما هم سري به هاوايي زديم. البته ببخشيد اشتباه نكنيد به سواحل هاوايي در نزديكي آمريكا نرفتيم بلكه به رستوراني در حدود ۶۰ كيلومتري بيشكك رفتيم كه در جاده كمربندي اين شهر و در مسير رفتن به درياچه ايسي كوول ساخته شده است.

اين رستوران زيبا كه با چوب و بر روي يك درياچه كوچك ساخته شده است، بنام هاوايي نامگذاري شده است. البته در زبان روسي به هاوايي گاوايي گفته مي شود.

اين رستوران يك ساختمان اصلي دارد كه در وسط درياچه ساخته شده بهمراه يك اسكله كه ميز و صندلي بر روي آن تعبيه شده و براي صرف غذا مي توان از آنها استفاده كرد. علاوه بر آن، در جاهاي مختلف درياچه، آلاچيق هايي در آب ساخته شده كه با قايق مهمانان را به آنها مي برند و گارسونها با قايق تشريف مي آورند، ليست غذا مي گيرند و پس از آوردن غذاهاي سفارش شده هم، شما را در ميان آبهاي درياچه و بر روي آلاچيق ها كه البته كمي هم معلق است و با موج درياچه به طرفين كشانده مي شود، تنها مي گذارند.

محيط اين رستوران بسيار زيبا طراحي شده است. علاوه بر خدمات رستوراني كه ارايه مي دهند، شما مي توانيد پس از صرف غذا با قايق يك دوري هم در درياچه بزنيد البته بايد بابت اين كار ۲۰۰ صووم (كه در حال حاضر معادل حدود ۳ هزار تومان ايران است) پرداخت كنيد.

فراموش  نكنيد كه براي نشستن در آلاچيق ها هم بايد ۲۰۰ صووم براي هر ساعت پرداخت كنيد يعني علاوه بر پول غذا.

محيط جالب اين رستوران و نام خاص اين محل كه تداعي كننده سواحل هاوايي معروف بود، ما را مجبور كرد كه حدود ۵ ساعت در آن محل بمانيم.

جاي شما خالي ....

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11:54  توسط حمید احمدی  | 

نوروز كم كمك قدم به خانه هاي ايرانيان و فارسي زبانان مي گذارد.

آنچه كه اين رسم ديرينه و باستاني را تا امروز تاريخ زنده نگه داشته و سرافرازي و ديرينگي ايرانيان را به رخ جهان كشيده، آيين هاي باستاني به ميراث مانده نوروز است.

ايرانيان ا ز ديرباز سال را به نام هايي نامگذاري مي كردند كه عمده آن به نام حيواناتي بوده كه بشر به نوعي با آنها سر و كار داشته است.

اين رسم مختص ايرانيان نيست و شايد هم از ايران باستان به ساير مناطق جهان سرايت كرده باشد كه البته من اطلاعي از اين موضوع ندارم.

در سال مسيحي و سال چيني و ساير كشورها هم اين رسم وجود دارد و همچنان تداوم دارد.

اينگونه آيين ها برخواسته از انديشه و طرز تفكر ملل در دوره باستان بوده و هرگز برگرفته از سلايق و ذهنيت حاكمان و سياستمداران آن ملل نبوده است كه اگر اينگونه بود قدر مسلم با هر تغيير در نظام هاي سياسي در طول تاريخ، اينگونه رسم و آيين ها نيز مي بايست دچار تغيير مي شد و با توجه به تغيير مكرر حاكمان و نظام هاي سياسي، اگر قرار بود اينگونه آيين ها هم دچار تغيير و بازيچه  دست حاكمان قرار گيرد، روشن است كه ديگر چيزي از رسوم باستاني باقي نمي ماند كه امروز نسل هاي فعلي به آن آيين ها و به نياكان خود افتخار كنند.

يكي از اين آيين هاي باستاني كه در سالهاي اخير مورد بي مهري قرار گرفته و هر روز نيز شاهد فاصله گرفته بيشتر از آن هستيم، رسم نامگذاري هاي باستاني سالهاست.

اين آيين باستاني در سالهاي اخير تحت الشاع نامگذاري هاي موضوعي و ايدئولوژيك قرار گرفته است و رسانه ها و مخصوصاً صدا و سيما كه در گذشته با نمادهاي كارتوني و انيميشني اين آيين را در خاطره ها زنده مي كردند، تعمداً و سهواً از آن غفلت مي كنند.

با ادامه اين روند ديگر در سالهاي آينده ديگر نشاني از اين آيين باستاني باقي نخواهد ماند.

سال ۸۶ سال خوك بود، سالي كه به انديشه نياكان گذشته، يك حلقه از زنجيره دوازده گانه نامهايي بوده كه در گذشته بر سالها گذاشته مي شده است. ولي سال ۸۷ را هنوز نمي دانم كه سال چيست. هر چه در اينترنت نيز جستجو كردم نديدم. شايد با نزديك شدن به نوروز، بشود ردپايي از اين رسم در حال فراموشي يافت.

شايد بسياري بر اين نوشته خرده بگيرند، كه اين موضوع اهميت چنداني ندارد و شايد عده اي نيز با برداشتي سياسي از اين مطلب، نگاه انتقادي سياسي بياندازند، ولي سوق دادن جامعه ايراني به فراموش كردن آيين ها خود، آيين هايي كه مي تواند دورترين نقاط اين كشور پهناور را در كنار ساير اشتراكات مانند، مذهب، به يكديگر پيوند زند، جفايي است كه خواسته و ناخواسته در حال روا داشتن بر اين ملت است.

چهارشنبه صوري، هفت سين، شب يلدا، آيين هاي ويژه نوروز و ده ها و صدها آيين باستاني ديگر همگي برخواسته از انديشه هاي وحدت خواهانه مردم  سرزمين پارس بوده و امروز تنها اين آيين هاست كه سفير شايسته و لايقي براي ديرينگي و گذشته درخشان اين ملت است و بس.

شايد چنين روندي تعمدي نباشد، ولي خطايي است كه متاسفانه ديده مي شود.

امروز شاهد آنيم كه يونسكو سال مولانا اعلام مي كند و تركها در پاسداشت اين روز بر ما پيشي مي گيرند و اين در حالي است كه مولانا در سرزمين تركها بوده ولي دريغ از بيتي به زبان تركي و افسوس كه با دست خود در حال به فراموشي سپردن آيين هاي خودمانيم و سفراي تركيه در كشورهاي ديگر بر بزرگداشت آيين نوروزي بر نمايندگان كشور ما پيشي مي گيرند، در حالي كه همگان مي دانند واژه نوروز واژه اي پارسي است كه توانسته در ساير زبانها رخنه كند.

و ديگر هيچ ....

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 15:7  توسط حمید احمدی  | 

آقاي كروبي را همه مي شناسند و بدون ترديد اگر قرار باشد براي انقلاب ۱۰ نفر را نام ببرند كه ستون نظام باشند، كروبي يكي از آنهاست.

در تمام عرصه هاي انقلاب بوده و عموماً دوره رياست او در بنياد شهيد را تا حدود بسيار زيادي مثبت مي شمارند و هنوز هم بسياري از خانواده هاي شهدا براي حل مشكلاتشان به او مراجعه مي كنند.

در صداقت ا  كه ناشي از خلق و خوي گرفته شده از محيط تولد و زندگي اش است، شكي نيست.

ولي چيزي كه اهميت دارد، سبك و سياق او در حل و فصل مسايل كلان جامعه و در سطح بالاي مديريت كشور است.

آقاي كروبي كه به او لقب شيخ اصلاحات را داده اند، مدل جالبي براي تعامل با مسايل و مشكلات پيش روي خود دارد و آن مدل منسوخ شده "ريش سفيدي" است.

حل و فصل مسايل بنيادين و كلان كشور به شيوه ريش سفيدي تنها مسكني موقتي بر برخي دردها و سختي هاست.

اگر در مواردي كه آقاي كروبي پا پيش مي گذارد و با ريش سفيدي به حل و فصل مشكلات با رقيبان خود مي پردازد، واقعاً اعتقاد داشته باشد كه طرف مقابل چه قانوني و چه سليقه اي كوتاهي كرده است، ورود به اين عرصه با ريش سفيدي حتي اگر منجر به حل موقتي مشكلات شود، دردي از جامعه دوا نمي كند.

ايشان عادت كرده اند كه وقتي در مقابل سد محكمي از ديدگاه ها و عملكرد بخش هايي از نظام قرار مي گيرد، شال و كلاه مي كند و به نزد رهبر مي رود و از او مي خواهد كه پادرمياني كرده، مسايل را حل كند.

در بسياري از اينگونه موارد هم رهبري روي اين شيخ ساده دل را زمين نزده و بهبودهاي خوبي در رفتارها ديده شده است ولي چه افسوس كه اين تنها راهكار امروز است و براي فردا باز بايد ريش سفيدي تازه اي از خود بكند.

ساختار سياسي ايران به گونه اي است كه يا دگرانديشان (منظور معاندان با نظام نيست بلكه منتقدين كاملاً معمولي كه در داخل به سر مي برند) يا بايد قيد حضور در سطوح عالي كشور را بزنند و يا اينكه اگر وارد اين جرگه شدند، سمعاً و طاعتا باشند و بس.

بهر تقدير :

به نظر مي رسد قرار نيست آقاي كروبي تا دنيا دنياست، باشد تا بتواند با ريش سفيدي همچنان امور را پيش ببرد و دوستان ونزديكان خود را به هر زور و بالله هي شده وارد طبقات بالايي مديريت كشور كند.

اميد آنكه در آينده شاهد راهكارهايي قانوني و اجرايي براي خروج كشور از بن بست هايي كه نيروهايي مانند آقاي كروبي را مجبور به اتخاذ شيوه هاي ريش سفيدانه مي كند، باشيم.

راهكارهايي كه فرصت برابر حضور نيروهاي دلسوز نظام را براي بدست گرفتن عرصه مديريت كشور فراهم نمايد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 21:43  توسط حمید احمدی  | 

چه مي شد اگر روزي براي هميشه دروغ از كردار، گفتار و پندار ما ايرانيان از بين مي رفت.

عادي شدن دروغ گفتن و خو گرفتن مردم يك جامعه به اين پديده زننده، مي تواند بلاي جان توسعه يافتگي يك جامعه باشد.

مگر نه اين است كه پايه و اساس توسعه يك جامعه در وهله اول توسعه يافتگي فرهنگي مردم آن جامعه است، پديده هايي مانند دروغ مي تواند بزرگترين ضربه به ساختار و سازمان توسعه يافتگي انساني يك جامعه باشد.

دروغ فرصت اصلاح مشكلات و ضعف ها را  از جوامع انساني مي گيرد.

هر چه كه با خود فكر مي كنم هيچ چيزي بدتر از دروغ نمي تواند سبب عقب افتادگي يك جامعه را سبب شود.

اهميتي ندارد كه اين دروغ در ميان اعضاء يك خانواده كوچك رايج باشد و يا در سطح يك كشور بين اجزاء تشكيل دهنده آن يعني ملت و دولت.

بي جهت نيست كه در بيش از ۲۵۰۰ سال قبل داريوش در كتيبه اي كه از او بدست آمده از اهورمزدا، نگهباني سرزمين پارس از سه چيز را خواستار مي شود. داريوش دروغ را در كنار دشمن و خشكسالي قرار مي دهد و از خداي خود مي خواهد كه ايران را از اين سه بلا مصون نگه دارد.

در يك جامعه ايدئولوژيك مردم شايد متاثر از جبر شرايط اجتماعي تن به رياكاري دهند كه اين هم نوعي دروغ در كردار است و مي توان آنرا دروغ رفتاري ناميد. دروغ رفتاري و گفتاري اگر جزء عادات يك ملت شود، بايد گفت كه زدودن آن از تار و پود جامعه كار بسيار دشواري است.

دادن وعده هاي نادرست از سوي مسئولين يك كشور مي تواند فرهنگ عادت كردن به دروغ در درون يك جامعه را ترويج دهد.

اينكه هر روز صفحات روزنامه هاي مختلف را ورق بزنيد و در گوشه گوشه آن از زبان فلان مسئول و فلان مقام وعده هايي را بشنويد كه هرگز روي واقعيت به خود نگيرند، نوعي ترويج دروغگويي در سطح عموم است.

اشاره و هشدار درست خاتمي در سخنراني خود در مشهد طي چند ماه گذشته مبني بر هوشياري در مقابل ترويج فرهنگ دروغگويي از سوي مسئولين به مردم، تلنگري بر نهادينه شدن اين پديده غيراخلاقي در جامعه امروز ايران است.

صد البته اگر، در باب موضوعي خاص، سخن اصلاً گفته نشود، بهتر از آن است كه به دروغ در مورد آن موضوع سخن رانده شود.

كاش دولتمردان ايران به جاي اين همه تاكيد بر انرژي هسته اي، كه بدون ترديد آن هم نياز كشور است، كمي بر روي توسعه انساني و فرهنگي لايه هاي مختلف اجتماعي كشور نيز سرمايه گذاري مي كردند.

به قول دكتر سريع القلم، در كشوري كه رشته ي علوم انساني كه كارويژه اش انسان سازي و كمك به توسعه انساني جوامع است، در نازل ترين سطح اهميت و منزلت قرار دارد، چشم اميد داشتن به توسعه يافتگي، خيالي پوچ و بي پايه است.

شايد به گمان بسياري توسعه يافتگي انساني مدرك دار كردن جوانان كشور باشد و افزايش تصاعدي و روز به روز دانشجو، غافل از آنكه توسعه يافتگي نه تنها در دانشگاه ها بلكه در وجب به وجب خاك يك كشور صورت ميگيرد.

عادت دادن دولتمردان به دوري جستن از دروغ هاي سياسي و اداري، مي تواند گام مهمي در راستاي زدودن اين فرهنگ از كشور باشد.

در كنار تاكيد بر عقوبت هاي اخروي اين رفتار غيرانساني، بيان افت هاي دنيوي آن نيز مي تواند حلال بسيار از مشكلات امروز جامعه ما باشد.

شايد تشكيل كميته اي در عالي ترين سطح اجرايي كشور و پيگيري روزانه ي وعده هايي كه هر روز از رسانه هاي مختلف گروهي به مردم داده مي شود و رصد عملي شدن و يا نشدن آن، مي تواند يك گام هر چند كوچك و نمادين در اين راستا باشد.

البته، اگر خود اين كميته نيز به مرور زمان تبديل به كارخانه دروغ سازي جديدي در ساختار اداري و اجرايي كشور نشود.

اينكه مسئولين به خود اجازه بدهند هر روز وعده هاي رنگارنگي را به مردم بدهند، مثل اينكه فلان وزير در برخورد با خبرنگاران وعده سرخرمن ساخت فلان تعداد مسكن در ظرف ۶ماه، فلان كيلومتر جاده تا پايان سال و ... را به مردم را بدهد و كسي هم نباشد با رسيدن آن موعد وعده داده شده، پيگير تحقق آن باشد، عادت كردن به رفتاري زشت و ناپسند چه از نظر انساني و چه از نظر ديني است.

نسل هاي متمادي است كه سوخته اينگونه فرهنگ سازي هاي نادرست شده اند، نسل هاي آتي را دريابيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:29  توسط حمید احمدی  | 

امروز يكي از خبرگزاريهاي انگليسي زبان قرقيزستان خبر زير را در خروجي اخبار خود منتشر كرد :

"در روستايي در استان جلال آباد گله گرگها با حمله به اين روستا كه تنها ۵۰ خانوار در آن زندگي مي كنند، ۱۰۲ گوسفند، ۴ گاو و ۴ اسب را دريده و از روستا خارج شدند."

توضيح اينكه استان جلال آباد يكي از ۷ استان قرقيزستان است كه از بخشي از مناطق مركزي قرقيزستان تا مرزهاي غربي اين كشور با ازبكستان وسعت دارد.

حالا ببينيند چرا گرگها اين كار را كردند :‌

"كارشناسان محيط زيست و حيات وحش منطقه ضمن ابراز نگراني از اينكه جان مردمان ساكن در اين روستا نيز در خطر است، اعلام كردند كه علت اين حمله گله اي گرگها اين بوده كه هفته گذشته برخي اهالي اين روستا اقدام به شكار ۳ گرگ و خوردن گوشت آنها كرده اند. بهمين دليل بيم آن مي رود كه گرگها در انتقام از اين اقدام اهالي روستا، دوباره به آنها حمله كنند."

اين خبرگزاري در پايان تعداد اين گله گرگها را ۳۰ تا ۳۵ قلاده دانسته و از مسئولين خواسته تدبيري براي اين امر بيانديشند و جان اهالي روستا را از خطر احتمالي نجات دهند. 

الكي نيست كه ميگن دنيا دار مكافاته،

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 16:48  توسط حمید احمدی  | 

به اطلاع علاقه مندان به مطالعه و آشنايي با قرقيزستان برسانم كه قرار است به زودي سايت اينترنتي مركز مطالعات اقتصادي ايران و قرقيزستان راه اندازي شود.

اين كار با همت يكي از ايرانيان مقيم و حمايت سفارت و همچنين سازمان بازرگاني  استان خراسان رضوي انجام خواهد شد.

در حال حاضر در صورتي كه وارد اين سايت به آدرس www.cerokg.ir زير شود اين پيام را دريافت خواهيد كرد كه :

به سایت مرکز مطالعات اقتصادی قرقیزستان خوش آمدید

این سایت به زودی راه اندازی می شود

لطفا در روزهای آینده از سایت بازدید کنید

 Info@Cerkokg.Com : آدرس ایمیل برای  ارتباط با مدیریت

اين سايت هنوز به طور كامل راه اندازي نشده است و در حال تكميل است.

اين اميد وجود دارد كه با راه اندازي اين سايت علاقه مندان به انچام فعاليت هاي اقتصادي و بصورت كلي كساني كه قصد برقراري ارتباط با قرقيزستان را دارند، بتوانند از مطالب و اطلاعات موجود در آن استفاده كنند.

مركز مطالعات اقتصادي ايران و قرقيزستان در شهر بيشكك توسط اين ايراني به ثبت رسيده و خدمات متنوعي را از قبيل ترجمه ـ مشاوره حقوقي و ارايه ساير خدمات اقامتي را به علاقه مندان ارايه مي كند و راه اندازي سايت فوق مي تواند كمك شاياني به افزايش ارتباط ايرانيان با قرقيزستان داشته باشد.

بي ترديد راز موفقيت اين مركز را مي توان در صورت تحقق عوامل زير دانست :

جلب اعتماد مراجعه كننده گان

خدمات رساني مطلوب به جاي تجاري انديشيدن مديران آن

اعتمادسازي بلندمدت به جاي انتفاع كوتاه مدت

طبيعي است داوم اين مركز و سايت آن و اعتبار مطالب و فعاليت هاي آن نيز تنها تا زماني خواهد بود كه اصول فوق از سوي مديران آن راعايت شود.

با آروزي موفقيت براي آن مركز و دستندركاران آن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 16:18  توسط حمید احمدی  | 

حيات و زندگي، فاصله ميان دو گريستن و دو خنديدن است.

گريستن طفل به هنگام تولد و خنديدن اطرافيان

و

گريستن اطرافيان و خنديدن آنكس كه مي رود، در هنگام مرگ

طفل مي گريد، چون ميداند تولدش آمدن از عرش به فرش است

و آنكس كه مي ميرد مي خندد به بازگشت از فرش به عرش

و مگر نه اينست كه

يكي مي رود تا در جايي ديگر از اين جهان، طفلي چشم به جهان بگشايد و چندصباحي را باشد و باز اوست كه مي رود تا طفلي ديگر گريه كنان قدم به جهان بگذارد،

و اين نشانه اي است بر اميد خداوند بر ادامه حيات جهان و برماست شكرگزاري بر اين اميدواري.

وقتي يك نفر را كه به تو نزديك است از دست مي دهي، خاطراتش را كه مرور مي كني، مي بيني چه حرفهايي را براي گفتن داشته اي با او ...

و حال كه از دست رفته چه دير است براي گفتن.

ترديد ندارم به گفته بزرگي كه :

آنكس كه فرزدان صالح دارد

و آنكس كه كتابي و يا اثري از خود به جاي گذارده است، هرگز نمي ميرد،

و

چه غم از آرميدن در ميان خاك وقتي همگان او را در فرزندان صالحش و آنچه از خود به نيكي به جاي گذارده است، همواره نظاره گرند.

روحش شاد....

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 21:5  توسط حمید احمدی  | 

امسال مسجد امام علي شهر بيشكك همچون چند سال گذشته شاهد حضور جمع زيادي از دوستداران امام حسين از مليت هاي مختلف بود.

يك سخنران و مداح نيز از ايران آمدند كه براي ايراني هاي مقيم برنامه داشته باشند.

هرساله برنامه هاي ويژه دهه اول محرم با حضور شيعيان ايراني، افغاني، آذري (جمهوري آذربايجان) و پاكستاني در اين مسجد برگزار مي سود.

البته تا ۳ سال قبل اين برنامه ها در حسينيه سفارت ايران برگزار مي شد ولي از سال ۸۴ برنامه ها به اين مسجد منتقل گرديد.

در اين برنامه ها سخنراني به دو زبان فارسي و تركي انجام مي شود و مراسم سينه زني هم به زبانهاي فارسي، تركي، پاكستاني و افغاني، البته افغانها هم به همان زبان فارسي عزاداري مي كنند ولي به سبك و شيوه خاص خودشان.

پرشورترين سينه زني را ايراني ها و پاكستاني ها انجام مي دهند.

هز شب هم بعد از مراسم غذا داده مي شود كه هر شب يك نفر باني آن است. بيشتر ايراني ها ميزبان و باني مي شوند.

مسجد امام علي شهر بيشكك در منطقه شمالي شهر بيشكك واقع شده است كه حدود ۵ سال پيش با حمايت دولت ايران و كمك برخي آذري هاي مقيم ساخته شد و الان هم مديريت آن بيشتر دست آذري هاست.

علاوه بر اين مسجد كه مال شيعيان است و نامش امام علي است، گفته مي شود در استان نارين قرقيزستان هم مسجدي توسط سرمايه گذاران كويتي ساخته شده كه به نام امام علي نامگذاري شده ولي مورد استفاده مردم محلي كه سني حنفي هستند، قرار دارد.

شب شام غريبان، يكي از دوستان از قول يك نفر ديگري نقل مي كرد كه  يكي از همسايگان مسجد كه روس هم بوده شب عاشورا به مسئولين مسجد مراجعه كرده و خواسته كه غذايي از مسجد بگيرد و گفته است كه خانمش در بيمارستان است و مي خواهد به او بدهد شايد خوب شود و شفا بگيرد. ظاهراً از كم و كيف برنامه هاي محرم چيزهاي را شنيده بوده است.

بهرحال عزاداري هاي محرم امسال هم براي ايراني هاي قرقيزستان گذشت،

ياد اونايي كه سال قبل بودند و سينه زدند و عزاداري كردند و امسال در جمع ما نبودند....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 1:13  توسط حمید احمدی  | 

درياچه ايسي كوول را قبلاً معرفي كرده بودم.

اين درياچه در حدود ۳۰۰ كيلومتري شهر بيشكك و در شمالشرق كشور قرقيزستان قرار دارد و دومين درياچه بزرگ كوهستاني جهان محسوب مي شود. اصلي ترين منطقه جذب توريست قرقيزستان در ماه هاي جولاي و آگوست هر سال نيز محسوب مي شود.

اخيراً گروهي از باستانشنان روسي آثار و بقاياي تمدني ۲۵۰۰ ساله را در بستر و در نزديكي سواحل شمالي اين درياچه در عمق ۵ تا ۱۰ متري آب پيدا كرده اند.

اين آثار شامل بقاياي ديواري ۵۰۰ متري و تعدادي ظروف و ابزارآلات برنزه جنگي مانند شمشير، زره پوش و كلاهخود است.

بررسي اين باستانشناسان روس نشان مي دهد كه شهري عظيم در اين منطقه وجود داشته كه شباهت بسيار زيادي به متروپليس هاي يونان قديم و آثار به جاي مانده از تمدن يوناني در سواحل شمالي درياي سياه دارد.

اين باستان شناسان دوره ساخت اين شهر عظيم را دوره اي دانسته اند كه احتمالاً همزمان بوده با دوره فرومانروايي كوروش دوم در ايران و امپراطور توماريس در يونان كه جنگي  نيز بين آنها رخ داده است.

البته پيش از اين گفته مي شد كه در ساحل اين درياچه روستايي قرار دارد كه ساخته شده در دوره يكي از پادشاهان هخامنشي ايران است كه در آن دوره گروهي از نخبگان و شاهزادگان ( كه در مخالفت با دولت مركزي وقت ايران دست به تحركات و اقداماتي زده بودند) را احتمالاً به دلايل سياسي، به اين منطقه كوچانده و ساكن كرده اند و اين اعتقاد وجود دارد كه ساكنان كنوني اين روستان بازماندگان شاهزادگان ايراني هستند. البته اين نظر چندان تاييد نشده و يا حداقل من در خصوص ميزان درستي اين مطلب اطلاعي ندارم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 13:26  توسط حمید احمدی  | 

تيم ملي با ساختاري دست و پا شكسته كه در هيچ كشور جهان دهمي دنيا سابقه ندارد، به حول قوه الهي در حال آماده سازي خود براي بازيهاي مقدماتي جام جهاني آفريقاي جنوبي است، ان شاء الله.

۵۰ نفر انتخاب شدند، چند روز تمرين كردند، يك بازي تداركاتي و باخت ۲ بر صفر  و در نهايت دادن يك ليست جديد ۱۸ نفره.

قرار بود كه يك بازي در آزادي داشته باشند، به دليل شرايط نامساعد جوي كه اين روزا تبديل به يك جك و تكه كلام شده، رفتند دوحه بازي را انجام دادند و از دوحه هم به كيش رفتند، جايي كه به فول دوستي مثلاً مي خواهد هووي دبي باشد در خليج فارس.

اونجا هم كه گفتند زمين مناسب نيست و بازي انجام نشد. البته باز هم به دليل شرايط نامساعد جوي.

خيلي جاي تاسف دارد كه اين همه تبليغ براي اينكه به دنيا بگيم علي رغم مشكلات بين المللي و تحريم هايي كه آمريكا تحميل كرده، روي پاي خودمان ايستاده ايم و البته پيشرفت هم كرده ايم، ولي يك زمين چمن مناسب در هيج جاي اين كشور وجود ندارد كه تيم ملي اش يك بازي تداركاتي انجام دهد.

محروم بودن تهران، شهر ۱۲ ميليوني، ام القراي جهان اسلام هم از اين موضوع، نيز جالب توجه است.

گازرساني، تيم هاي باشگاهي، تيم ملي، جاده ها، فرودگاه ها، برق، ادارات، مدارس و ... بخاطر ۱۰ روز هواي سرد و برف و باران، از مسير عادي خارج مي شوند. فكر نمي كنم غير از موارد فوق، چيز چندان مهم ديگري در جامعه وجود داشته باشد.

مگر ساختن ۴ يا ۵ استاديوم ورزشي مدرن سرپوشيده در شهرهاي اصلي مانند تهران، اصفهان، شيراز، تبريز و مشهد چقدر بودجه نياز دارد كه در آن اين همه سال كوتاهي مي شود.

فوتبال نه تنها يك صنعت شده، بلكه موجب هويت و افتخار ملتهاست، مي تواند آيينه آبروي يك كشور باشد و سمبل توسعه يافتگي.

ديدن استاديوم هاي مدرن در كشورهاي اروپايي و جنوبشرق آسيا، هميشه موجب حيرت فوتبالدوستان ايراني بوده،

.... تمام    

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 21:22  توسط حمید احمدی  | 

باز سياه پوشان

دمام ها را بر شانه ها آويزان مي كنيم و

تكه چوبي از تن تنومند يك نخل،

نشانه اي از سرزمين خشك و بي آب،

و درس صبر و پايداري

از پس

 مدت ها بي آب بودن

دست در كمر يكديگر

دايره اي را مي سازيم

نگاهي به آسمان

و نگاهي به خاك،

كه

از اوييم و به سوي او مي رويم

و دست ها را به دعا بالا مي بريم

و آنگاه

به سينه مي زنيم

قلب ها سوخته

سينه ها داغ ديده

و شيون دايمي خود را

كه

الوداع ـ الوداع

امروز روز تاسوعا

الوداع ـ الوداع

فردا روز عاشورا

را زمزمه كه نه!

فرياد مي زنيم؛

بارها و بارها

 و هر سال

تكرار اين حلقه

تكرار اين حلقه

تكراري كه هر چه تكرار مي كنيم

باز دوست داريم دوباره تكرار كنيم.

و كاش تمام آنچه را دوست مي داشتيم

مي توانستيم ،

۱۴۰۰ سال

تكرار كنيم

و باز هم

بخواهيم كه تكرار كنيم

اما، حكايت اين تكرار،

چه متفاوت است از تكرارهاي ديگر

تكرار شريعتي

كه از دل آن

به دنبال قيام بود و

تكرار مطهري 

كه مي خواست

از پوسته و مغزش

خرافه زدايي كند.

باز هم امسال

تكرار اين تكرار

و اين تكرارِ بي تكرار

و باز محرم ....

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 22:5  توسط حمید احمدی  | 

حدود ۱۰ روز پيش بعد از ۴۵ روز كه در ايران بودم، به بيشكك برگشتم. وقتي به ايران مي رفتم هوا كمي سرد شده بود ولي خيلي اذيت كننده نبود.

چند روز پيش كه برگشتم بيشكك مثل سالهاي قبل شده بود شهري پر از برف و يخ. شب ها هوا به ۲۵ تا ۳۰ درجه زير صفر مي رسد و روزها هم در بهترين حالت ۱۰ تا ۱۵ درجه زير صفر. البته يكي دو روز اخير كمي بهتر شده است.

با اينكه سطح خيابانهاي اصلي شهر را شن مي ريزند ولي خيابانهاي فرعي و پياده رو ها حدود ۵ سانتيمتر يخ بسته و به دليل تردد در آنها تبديل به سطحي صاف و آيينه اي شده كه راه رفتن را براي ما كه عادت نداريم خيلي سخت مي كند.

شهر بيشكك تبديل به شهري سياه و سفيد شده و چيزي جزء برف و   ديوارهاي سيماني و آسفالت كف خيابان ديده نمي شود. نه از سبزي درختان تنومند شهر خبري هست و نه از چمن هاي بلوار اركينديك. 

براساس روال معمول هر سال، اين وضعيت تا نيمه اسفند ادامه داره و بعد از آن هوا به سمت خوبي مي ره هرچند تو اين ميان، از نيمه اسفند تا نيمه ارديبهشت باز هم مي شود انتظار بارش برف داشت و از نيمه ارديبهشت تا اوايل تير نيز بارانهاي بهاري خوبي مي بارد.

امسال سال نو را فرصت نكردم به ميدان آلاتو بروم و مراسم تحويل سال را ببينم. ولي همه ساله در آخرين شب دسامبر و در واقع شب اول سال جديد از ساعت ۳۰ :۱۱ شب تا ساعت ۱۲ كه موقع تحويل سال است در ميدان مركزي شهر جمع مي شوند و آتش بازي مي كنند و به قول دوستي تا صبح آبشنگولي مي نوشند و حاصل پس اندازهاي چندماهه خود را در همان چند روز اول سال خرج مي كنند و دوباره آماده يك سال فعاليت مي شوند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 0:45  توسط حمید احمدی  | 

هفته گذشته دكتر احمدي نژاد در جمع گروهي از طلاب حوزه با تشريح اقدامات و فعاليت هاي دولت در دو سال گذشته، اعلام كردند كه با اقدامات دولت نهم تا ۴۰ سال ديگر به ژاپن مي رسيم.

به اعتقاد رئيس جمهور اگر قرار بود همان برنامه ها و سياست ها و روش دولت هاي قبلي يعني آقايان هاشمي و خاتمي را ادامه مي داديم، ۱۰۰ سال ديگر به ژاپن مي رسيديم.

در سخنان رئيس جمهور در جمع فوق يك نكته مثبت بنيادين وجود دارد كه به اعتقاد من ناخواسته از سوي ايشان ابراز شده و آن اينكه رئيس جمهور بهرحال اعتقاد دارد كه با اقدامات روساي جمهور گذشته هم مي شد به ژاپن رسيد. ابراز چنين ديدگاه خوشبينانه اي از سوي آقاي احمدي نژاد در مورد ۲ رئيس جمهور قبلي كشور جاي بسي شگفتي و البته اگر ناخواسته نبوده باشد، جاي اميدواري بسيار دارد.

ولي نكته ديگر اينكه :

براساس گفته هاي رئيس جمهور، با تحولات و اقدامات دو سال اخير توسط دولت نهم، راه رسيدن به ژاپن ۶۰ سال كوتاه شده است. يعني به ازاي هر يكسال رياست جمهوري ايشان ۳۰ سال ما جلو افتاده ايم.

با يك حساب ساده رياضي به اين نتيجه سوق الجيشي ميرسيم كه با توجه به اينكه آقاي احمدي نژاد تا ۲ سال ديگر به صورت قطعي رئيس جمهور خواهند بود، اگر به ازاي ۲ سال آينده نيز قرار باشد ۶۰ سال از فاصله ما با ژاپن كم شود، با اين احتساب ما ۲۰ سال از ژاپن پيش مي افتيم. يعني فاصله ۱۰۰ ساله ما با ژاپن به ازاي ۴ سال رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد، نه تنها رفع مي شود بلكه ما ۲۰ سال هم جلو مي افتيم.

خدا كند اين خبر به دست ژاپني ها نيافتد و اگر هم رسيد درست ترجمه نشود چون اون وقت چشم بادامي ها مجبورند يك فكري به حال اين معادله بكنند.

بدرود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 14:55  توسط حمید احمدی  |