
با توجه به اينكه در حال حاضر جام ملت هاي آسيا در حال انجام است و ان شاء الله ايران بعد از ۳۱ يكسال قهرمان مي شه و قلعه نوعي استقلالي ها را روسفيد مي كند، به ذهنم رسيد كمي در مورد فوتبال در قرقيزستان بنويسم.
فدارسيون فوتبال قرقيزستان سال ۹۲ تاسيس شد و در سالهاي ۹۴ هم عضو كنفدارسيون فوتبال آسيا و فيفا شد. پيراهن اول تيم ملي اين كشور لباس و شورت و جوراب قرمز است و علامت بالايي هم نماد فدارسيون فوتبال اين كشور است. چندان تيم ملي قوي ندارند و رتبه اين كشور در رنكينگ جهاني ۱۵۲ است يعني اگه اشتباه نكنم يكي مونده به آخر.
ليگ برتر، دسته ۱و دسته ۲ در قرقيزستان وجود دارد. ليگ برتر ۱۰ تيم از شهرهاي مختلف است كه قوي ترين آنها كه سال قبل قهرمان شد و امسال هم در حال حاضر در شانزدهمين دور ليگ برتر در صدر قرار دارد، تيم دوردوي دينامو است كه از استان نارين است. در شهر بيشكك مسابقات رسمي فوتبال در بزرگترين استاديوم شهر بنام اسپارتاگ برگزار مي شود.
ليگ فوتبال زنان هم در قرقيزستان با ۴ تيم برگزار مي شود.
هرچقدر كه فوتبال قرقيزستان در سطح آسيا و جهان ناشناخته است، فوتسال اين كشور رونق و قدرت خوبي در آسيا دارد و در سالهاي اخير همواره جزء ۴ تيم اول آسيا بوده و دوره قبل هم كه همين چند ماه پيش در ژاپن برگزار شد و ايران قهرمان شد قرقيزستان اگه اشتباه نكنم سوم يا چهارم شد.
در كنار فوتسال، كشتي، وزنه برداري و بوكس قرقيزستان نيز نسبت به ساير رشته هاي ورزشي اين كشور در آسيا جايگاه نسبتاً خوبي دارد.
ورزش هاي سنتي نيز در كنار رشته هاي مدرن در قرقيزستان وجود دارد كه مردم علاقه خاصي به آنها دارند و هسته اصلي آنها را اسب تشكيل مي دهد. در اين ارتباط مطلبي را اخيراً تهيه كردم كه روي وبلاگ خواهم گذاشت.

دوست همشهري من بنام امير كه هيچ آدرسي هم نگذاشته بود كه بهش جواب بدم از من سئوال كرده بود كه هموني ام كه با ضرغام هاشم زاده ورزش هاي رزمي مي رفتم، راستش را بخوايد ضرغام هاشم زاده يادم نيست كي بود ولي من حدود ۵ سال كونگ فو توآ كار مي كردم. با يك نفر بنام علي كه كلاس را اداره مي كرد و چند برادر كه اسم برادر بزرگشون محمود (فاميلشون يادم نيست) بود و بعدها هم كلاس را دست گرفتند و البته پسر عمومي خودم احمد احمدي مي رفتيم كونگ فو توآ. اتفاقاً عكس هاي جالبي از اون دوران دارم كه اگه فرصت شد روي وبلاگ مي ذارم. هميشه هم با بچه هايي كه كاراته و يا شوآلين و يك رشته ديگه كه رزم آوران بود، كار مي كردند مشكل داشتيم و توي چند نوبت سرتمرين به دعوا كشيده شد. علت خاصي هم نداشت رقابت هايي نامعلومي كه بين اساتيد اين رشته ها در گناوه بود و البته شايد اصلاً ربطي هم به ورزش نداشت.
جالب اينكه از يكسال پيش بنيانگذار كونگ فو توآ معروف به پروفسور ميرزاييان كه در خارج از ايران زندگي مي كند سلسله مطالبي را تحت عنوان راه نجات در زمينه مبارزات سياسي برعليه دولت به اي ميل ها مي فرستد كه من هم چند مورد از اون را دريافت كرده ام. مطالبش سر و ته نداره، سعي مي كند ادبي تهيه كند بهمين دليل خيلي واضح نيست.
از اون دوراني كه كونگ فو توآ كار مي كردم مطالبي يادم هست كه شايد نوشتنشون خالي از لطف نباشه :
همچون شيري درنده باش ولي در كنار آهويي بي پنا، به آرامي گذر كن.
(روي كارتي كه براي ما صادر كرده بودند ) نوشته شده بود : گر به خود آيي، به خدايي رسي، به خود آ
و البته مطالب خيلي زيادي كه در اون زمان من ياد گرفته بودم ولي امروز يادم رفته.
بازارهاي سنتي در قرقيزستان
بيشكك : تمركز اصلي بازارهاي سنتي را مي توان در شهر بيشكك ديد. در مناطق داخلي شهر و همچنين اطراف آن بازارهاي سنتي داير شده است كه مردم مايحتاج روزانه و عمومي خود را مي توانند از آنها تهيه نمايند. 12 بازار سنتي در اين شهر وجود دارد كه هر يك از آنها داراي مختصات خاص خود است كه از اين تعداد 10 مورد داراي اهميت بيشتري مي باشند.
1) تالچوك(Talchok)
تالچوك در 20 كيلومتري شمال شهر بيشكك واقع شده است. يكي از بزرگترين و مهمترين بازارهاي آسياي مركزي تلقي مي شود. بدون ترديد از ابعاد مختلف اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي جايگاه ويژه اي در تحولات قرقيزستان دارد. اين بازار تا سال 2000 در مكاني ديگر قرار داشت و بيشتر عرضه پارچه هاي چيني در آن معمول بود ولي در اين سال طي آتش سوزي كاملاً از بين رفت و در مكان فعلي آن مستقر شد. در خصوص علت آتش سوزي فرضيات متفاوتي وجود دارد. در حال حاضر مكان قديمي تالچوك به «استاري تالچوك» (Stari Talchok) يعني تالچوك قديمي معروف است ولي رونق چنداني ندارد. بازار تالچوك پس از اينكه تحت مديريت شركت دوردوي درآمد به بازار «دوردوي» (Dorodi) معروف شد و هم اينك بيشتر به اين نام خطاب مي شود. دوردوي از واژگان بسيار كهن زبان قرقيزي و معناي متعددي دارد كه يكي از آنها به معني «بزرگ شدن» و «رشد زياد» يك چيز است. تالچوك در زبان روسي به معني حالتي است كه در مكاني پرجمعيت افراد در هنگام تردد به دليل ازدحام جمعيت با شانه به يكديگر برخورد مي كنند، مي باشد كه از ابتدا با توجه به شلوغي اين بازار، به اين اسم ناميده شده است. پايه شكلگيري اصلي اين بازار را از سال 1991 مي دانند و در ابتدا 5 بازار كوچك در منطقه كنوني تالچوك وجود داشته است كه صاحب يكي از آنها همسر يكي از افسران اداره خدمات امنيت ملي قرقيزستان بوده و گفته مي شود كه اولين كسي بوده كه امكان حضور تجار و بازرگانان چيني و به اصطلاح كانتينرهاي چيني را در اين بازار فراهم نموده است. از مابقي اين 5 بازار اوليه، 2 مورد نيز متعلق به استاندار نارين، 1 مورد برادر معاون سابق شهردار بيشكك و پنجمين مورد نيز متعلق به رئيس اتحاديه مصرف كنندگان قرقيزستان بوده است. در اين بازار بصورت متوسط خرده فروشان علاوه بر خريد يك كانتينر و يا اجاره آن، بايد بابت زمين و محلي كه در آن كانتينر نيز واقع شده، به مديريت بازار مبلغي را پرداخت نمايند. خرده فروشان روزانه 50 سنت تا 1 دلار پرداخت مي كنند و اين مبلغ براي عمده فروشان ماهيانه از 25 تا 100 دلار متفاوت است. خريد يك كانتينر نيز در اين بازار براساس مكان آن متفاوت و از 10 هزار تا بيش از 130 هزار دلار متفاوت است و بهمين نسبت نيز اجاره آن متفاوت است. در حال حاضر دوردوي بازار 5 مالك دارد كه 2 تن از آنها نماينده پارلمان مي باشند. البته اين افراد تنها مالك اين بازار نيستند بلكه علاوه بر كارخانجات متفاوت، مالك برخي ديگر از بازارهاي سنتي در شهر بيشكك مي باشند. گردش مالي اين بازار بصورت روزانه معادل 25 تا 35 ميليون صووم(650 هزار تا 1 ميليون دلار) برآورد شده است. مساحت تحت پوشش اين بازار در حدود 23 هكتار است كه گفته مي شود در حدود 15 هزار كانتينر را در خود جاي داده است كه تقريباً نيمي داير و نيم ديگر بعنوان انبار مورد استفاده قرار مي گيرد. كانتينرها در رديف هاي طولاني، در دو طبقه و كنار يكديگر چيده شده اند كه در زبان محلي به هر يك از اين رديف ها «پاراخود» (Parakhod) گفته مي شود. در ورودي هر پاراخود شماره آن و بالاي هر كانتينر نيز شماره پاراخود و همچنين شماره كانتينر درج شده است. در ورودي برخي از كانتينرها پلاكاردي نصب شده كه به زبان روسي بر روي آن نوشته است «اوپتوم»(Optom) كه به معني «عمده فروشي» است بدين معني كه اين فروشگاه خرده فروشي ندارد.
در تالچوك هر آنچه كه نياز باشد يافت مي شود. اين بازار به بخش هاي مختلف تقسيم شده است. پوشاك، مواد غذايي، لوازم خانگي، مصالح ساختماني، تجهيزات و ابزارآلات كار و ساختماني، قطعات يدكي و ... در اين بازار عرضه مي شود. بخش هاي مختلف اين بازار معروف به «اروپايي ها» كه به عرضه توليدات تركيه اي مي پردازند، «چيني بازار» كه اجناس چيني را عرضه مي كنند و بخشي ديگر بازار «قرقيزدوخت»است كه منسوجات توليدي در واحدهاي كوچك، متوسط و بزرگ شهر بيشكك در آن عرضه مي گردد. اين محصولات را مي توان در كشورهاي قزاقستان و روسيه نيز بنام توليد قرقيزستان يافت. اجناس چيني، قرقيزي، كره اي، تركيه اي، ايراني، روسي و ... را مي توان در آن يافت. امكان دسترسي به اين بازار از شهر بيشكك با هر سه وسيله تاكسي، ميني بوس و همچنين اتوبوس هاي برقي وجود دارد. روزهاي شنبه و يكشنبه بسيار شلوغ و روز دوشنبه تقريباً حالت نيمه تعطيل دارد. در اين بازار، باربرهايي فعالند كه با گاري ها خود در ميان انبوه جمعيت و بي هيچ واهمه اي به كار نقل و انتقال بار بين كانتينرها و پاراخودها مشغول اند وقتي قصد عبور را داشته باشند 2 واژه را به سر زبان دارند : «استروژنا»(Strozhna) كه به زبان روسي به معني «مواظب باش» است و همچنين «جل» (Jol) كه به زبان قرقيزي به معني «راه» است در واقع يعني «راه را باز كنيد». در جريان برگزاري جشن دهمين سال تاسيس دوردوي بازار در 19 دسامبر 2001، مديران اين بازار اعلام كردند كه بنيان اوليه بازار را با وامي 300 هزار روبلي گذاشته اند. شركت دوردوي هولدينگ بزرگي است كه بازارها و مراكز تجاري بسيار زياد و همچنين شركت هاي تابعه در زمينه هاي متنوعي را تحت اداره خود دارد. هر روز در ساعت اوليه بامداد ( بين ساعت 5 تا 7 صبح) جنب و جوش عجيبي در اين بازار برقرار است كه طي آن خريداراني از ازبكستان و تاجيكستان با اتوبوس هايي كه پر از مسافر هستند، اجناس مورد نياز خود را براي عرضه در بازارهاي اين دو كشور از تالچوك خريداري و پيش از دميدن آفتاب از شهر خارج مي شوند.
2) اوش بازار(Osh Bazar)
اوش قديمي ترين شهر قرقيزستان و مركز تجاري و اقتصادي كشور در جنوب است ولي در شهر بيشكك بازاري به اين نام وجود دارد. در بخش غربي شهر بيشكك و تقريباً در منطقه اي با تراكم جمعيت بالا واقع شده است. بعد از دوردوي بازار مهمترين بازار بيشكك است كه البته بيشتر به بازار موادغذايي، ميوه و سبزيجات و خواربار و خشكبار معروف است ولي در حواشي آن بازارهاي كوچكي ايجاد شده كه فروشندگان در آن به عرضه منسوجات، كيف و كفش، صنايع دستي و .... مي پردازند. هسته اصلي اين بازار در دهه هشتاد ميلادي توسط برخي سرمايه داران اوشي كه به بيشكك و مناطق شمالي كشور رفت و آمد داشته اند ايجاد شد و بعدها گسترش پيدا كرد. بهمين خاطر است كه نام اين بازار را به اوش نامگذاري كرده اند. نسبت به دوردوي بازار مساحت كمتري را پوشش داده به همين دليل فشردگي و درهم پيچيدگي خاصي در بازار وجود دارد. در ميان بازارهاي واقع شده در مركز شهر بيشكك، رونق بيشتري دارد. تقريباً از تمام نقاط داخل و اطراف شهر بيشكك امكان رفتن به اين بازار با استفاده از ميني بوس و اتوبوس هاي شهري وجود دارد. در اين بازار هم باربرهايي همواره فعالند و به جابه جايي اجناس خريداري شده توسط مشتريان كمك مي كنند. اغلب آنها كودكان خردسالي هستند كه از مناطق اطراف بيشكك جهت كار در اين بازار به بيشكك سفر مي كنند. اوش بازار به بخش هاي مختلفي تقسيم مي شود كه هر يك نام خاص خود را دارند. بعنوان نمونه «بش ساري» مجموعه اي براي خريد و فروش تلفن هاي همراه و نظير آن، «كيال» بخشي كه عرضه كننده صنايع دستي و سنتي قرقيزستان است، علاوه بر آن مركز تجاري «بركت» نيز وابسته به اين مجموعه است كه در 3 طبقه براي داير كردن بوتيك هاي فروش ايجاد شده است. عرضه پرندگان و حيوانات اهلي نيز در بخشي از اين بازار رايج است و بازار سيگارفروشها بزرگترين بخش اين مجموعه بزرگ است كه بيش از 120 كانتينر را شامل مي شود. بيش از 1230 كانتينر در اين بازار وجود دارد كه فروشندگان در آن به فروش انواع متنوعي از اجناس اقدام مي كنند.
واژه «بازار» (Bazar) در جمهوري قرقيزستان واژه اي مرسوم است و از كلمات مشترك زبان قرقيزي با زبان فارسي است. اين واژه در بسياري از موارد در دنباله نام معرفه يك بازار خاص آورده مي شود. روس زباناني كه در قرقيزستان زندگي مي كنند، علاوه بر استفاده معمول از واژه بازار، اصطلاح «رينوك» (Rinok) را نيز كه در زبان روسي به معني بازار مي باشد، مورد استفاده قرار مي دهند. بازارها در جمهوري قرقيزستان حالتي سنتي دارند و درمحيط هاي تقريباً غيرلوكس بنا شده اند و صاحبان اصلي آن از افراد صاحب نفوذ و تاثير گذار در اقتصاد كشور محسوب مي شوند و پشت پرده جنگ قدرت در قرقيزستان همواره اين افراد نقش تاثيرگذاري دارند. گفته مي شود در حالي كه در سال 1989 در حدود 100 بازار سنتي در قرقيزستان وجود داشته اين تعداد تا پايان سال 2005 بيش از چهار برابر شده است. براساس آمار غيررسمي، از مجموع 2/2 ميليون شهروند قرقيزي كه در سال 2004 فعاليت و كار داشته اند، حداقل 214 هزار نفر از آنها مستقيماً با بازارهاي سنتي در ارتباط بوده اند. بدنه سخت افزاري بازارهاي سنتي در جمهوري قرقيزستان را كانتينرهاي فلزي تشكيل مي دهند كه عمدتاً در دو طبقه و در رديف هاي طولاني در كنار يكديگر چيده شده اند. سقف اين بازارها عمدتاً سرپوشيده است با اين وجود در فصول سرد سال، سرماي بسيار عجيبي در فضاي داخلي اين بازارها وجود دارد كه گاهاً تفاوت دماي هوا بين محيط دروني و بيروني بازار را تا چندين درجه مي كند به گونه اي كه تحمل حضور طولاني و تردد در اين بازارها را براي افراد غيرمحلي غيرقابل تحمل مي كند. در اين بازارها تاسيسات اساسي مانند آب، گاز و سيستم گرمايش و سرمايش وجود ندارد و تنها بصورت محدود امكان استفاده از برق براي هر يك از كانتينرها، وجود دارد. در بعضي از اين بازارها سرويس هاي بهداشتي نيز بصورت محدود در برخي از نقاط آن پيش بيني شده كه البته به هيچ وجه شرايط مطلوب از نظر بهداشتي و نظافتي ندارد. فروشندگان محلي فعال در اين بازارها عمدتاً از اقشار كم درآمد و كم توقع جامعه قرقيزستان مي باشند كه با حداقل امكانات و درآمد گذران زندگي مي كنند. ولي صاحبان كانتينرها و مديران اين مجموعه ها داراي تمكن مالي خوبي هستند.
بازارهاي سنتي تخصصي محدود به چند مورد خاص است و تركيب كلي بازارها عموماً متنوع و شامل بخش هاي مختلف است كه هر يك از آنها به عرضه كالاي خاصي مي پردازد. در حاشيه داد و ستد رايج در بازارهاي سنتي، گروهي دوره گرد و دست فروش نيز معموماً از تردد افراد امرار معاش مي كنند. باربرها، فروشندگان دوره گرد مواد غذايي و نوشيدني ها و تنقلات و رانندگان تاكسي از اين گروه اند. اصلي ترين كالايي كه در بازارهاي سنتي عرضه مي گردد، پوشاك و منسوجات است. پس از پوشاك، مواد غذايي و وسايل و لوازم ساختماني و مصالح و ابزارآلات از ديگر كالاهاي اصلي است كه در اين بازارها عرضه مي گردد. رونق اصلي بازارهاي سنتي روزهاي پايان هفته (شنبه ـ يكشنبه) و بويژه روز يكشنبه است. ايام قبل از اعياد نيز از شلوغ ترين روزهاي اين بازارهاست. برخي از اين بازارها روز دوشنبه حالتي نيمه تعطيل دارند و نظافت عمومي سطح آنها در اين روز صورت مي گيرد. اجناس چيني، روسي، قرقيزي، تركيه اي اصلي ترين تشكيل دهندگان ساختار كالايي بازارهاي سنتي قرقيزستان محسوب مي شوند. بازارهاي سنتي محل تردد چند گروه از مردم است : اقشار كم درآمد قرقيزستان، مغازه داران داخل شهر، فروشندگان شهرها و روستاهاي اطراف، مسافراني كه به برخي كشورهاي همسايه مانند تاجيكستان و ازبكستان تجارت چمداني مي كنند، توريست هاي كشورهايي مانند پاكستان، هند، ايران و .... البته توريست هاي اروپايي نيز بيشتر با هدف آشنايي بعضاً در اين بازارها تردد دارند. تردد توريست هاي خارجي به اين بازارها باعث شده است كه در آنها واحدهاي تبديل ارزهاي خارجي نيز داير باشد كه در زبان محلي به آن «آبمن والووت» مي گويند. امنيت در بازارهاي سنتي قرقيزستان نسبي است و هرچند نسبت به سالهاي گذشته وضعيت بهتري به خود گرفته است ولي همچنان در چند مورد ملاحظات امنيتي وجود دارد كه عمده ترين آنها «جيب برها»، «كف بازي متوليان واحدهاي تبديل ارزهاي خارجي»، «گرانتر دادن اجناس به افرادي كه غريبه و غيرآشنا باشند» و همچنين «مشكلات ناشي از مراجعه احتمالي نيروهاي پليس مستقر در اينگونه بازارها به افراد غيرقرقيز با هدف كنترل اسناد و مدارك اقامتي آنها». در كنار تمام اين موارد، اين شايعه نيز قوت خاصي دارد كه پليس مستقر در اين بازارها تمامي جيب برهاي حرفه اي فعال در اين بازارها را مي شناسند و به تعبيري با يكديگر داد و ستد دارند. به اغلب اين بازارها از نقاط مركزي شهرها وسايل حمل و نقل عمومي مانند ميني بوس، اتوبوس برقي و تاكسي وجود دارد. يكي از بارزترين شاخصه هاي بازارهاي سنتي در قرقيزستان اين است كه تقريباً در تمام اين بازارها، قروشندگان چه خرده فروشي و چه عمده فروشي زنان و دختران هستند.
با اينكه تمامي مراكز استانها و شهرهاي بزرگ و متوسط قرقيزستان داراي بازارهاي سنتي خاص خود مي باشند ولي به طور كلي «بازارهاي كانوني» جمهوري قرقيزستان در دو بخش شمالي و جنوبي كشور محدود مي شود كه شامل «دوردوي بازار» در 20 كيلومتري شمال شهر بيشكك در شمال و «بازار قره سوو» در 20 كيلومتري شهر اوش در جنوب واقع مي شود. مي توان گفت ساير بخش هاي كشور از اين دو بازار تغذيه و تامين مي شوند. تبادل تجاري بخش شمالي كشور و همچنين مبادلات با كشورهايي مانند چين و قزاقستان و تركيه و ... عدتاً در «دوردوي بازار» و مبادلات تجاري منطقه جنوبي كشور و با كشورهاي همجوار اين منطقه (تاجيكستان و ازبكستان) در «بازار قره سوو» متمركز شده است.
نكته قابل توجه در خصوص بازارهاي سنتي اين موضوع است كه در جريان تحولات و اعتراضات ماه مارس 2005 كه منجر به سرنگوني دولت آقايف و به قدرت رسيدن مخالفان وي شد، بويژه در شب 25 مارس كه بسياري از مراكز تجاري درون شهر بيشكك غارت شد و بعضاً به آتش كشيده شد، بازارهاي سنتي براي چندين روز تحت محافظت هاي خاص بود و با تعطيل شدن آنها، امكان هيچگونه ترددي به آنها امكان پذير نبود و در واقع صاحبان آنها با استفاده از نفوذ و اقتداري كه داشتند از هر گونه تعرض به آنها جلوگيري نمودند كه اين موضوع را مي توان به نقش و جايگاه و اهميت اينگونه بازارها و صاحبان آنها ارتباط داد.
سلام
بعد از مدتها دوباره فرصتي دست داد تا در مورد قرقيزستان بنويسم.
هفته گذشته به مدت ۵ روز در بيشكك نمايشگاه ايران برگزار شد. اين نمايشگاه با حضور ۳۳ شركت توسط يكي از شركت هاي قزويني در بيشكك برگزار شد. اين چهارمين نمايشگاهي بود كه طي ۵ سال گذشته در بيشكك توسط قزويني ها برگزار مي شود. من نميدونم دوستان قزويني ما چي از قرقيزا ديدند كه علاقه مندند خلاصه هميشه اينجا نمايشگاه داشته باشند. بهرحال دستشون درد نكنه با وجود همه مشكلات در راه اينجور برنامه ها، همت مي كنند و برگزار مي كنند.
نمايشگاهي ها يه روز رفتند منطقه آزاد تجاري بيشكك و با اين منطقه آشنا شدند و يك سمينار فرصت هاي سرمايه گذاري هم برگزار شد كه در آن قرقيزا با ايران و ايراني ها با قرقيزستان آشنا شدند.
يه روز مانده به پايان نمايشگاه هم يك اتوبوس اجاره شد و تعدادي از نمايشگاهي ها رفتند ايسي كوول و عصر برگشتند. ما كه نبوديم ولي به نظر مي رسه پسنديده بودند سواحل برنزه كننده ايسي كوول را.
مشكلات و دشوارهاي نمايشگاه كم نبود ولي خوب بي مشكل هيچ وقت نمي شه.
افسوس كه شركت هاي ما زياد وعده مي زنند و دريغ از عمل. برعكس چيني ها نه با كسي حرف مي زنند و نه وعده اي به كسي مي دهند. اول عمل مي كنند و بعد وعدش را مي دن.
به اميد مطلب بعدي


