همه از دوستان و خانواده خود خداحافظي مي كنند.
از پشت شيشه سالن ترانزيت مسافران خود را تا فراخواندن براي سوارشدن به هواپيما با نگاه و دست تكان دادن بدرقه مي كنند و آنگاه كه پله هاي آخرين سالن فرودگاه ماناس را براي ورود به تونل ورودي به هواپيما مي پيمايند، آناني كه بايد بروند و آناني كه بايد لحظاتي ديگر خبري ناگوار را بشنوند، از نگاه همديگر دور مي شوند.
همراهاني كه در بيشكك ماندند از دوستان خود مي خواهند به تهران كه رسيدند تماس بگيرند و خبر رسيدن خود را بدهند.
همه در هواپيمايي بوئينگ ۷۳۷ آيتك اير قرقيزستان كه در اجاره شركت آسمان بود، مي نشيند، مطابق معمول توصيه هاي ايمني از سوي مهمانداران گفته مي شود و دعاي سفر نيز توسط نماينده شركت آسمان خوانده و همه آماده پرواز مي شوند، هيچ كس فكر نمي كرد كه اين توصيه ها ممكن است تا چند دقيقه بعد بكار آيد.
هواپيما مسير معمول باند فرودگاه را مي پيمايد و شروع به اوج گرفتن مي كند كه نشانه هاي مشكل فني هواپيما ظاهر مي شود.
خاموش شدن همزمان هر دو موتور هواپيما، كمبود فشار در كابين خلبان همه را نگران مي كند. مسافران به تكاپو و هياهو مي افتند. ارتفاع هواپيما به سرعت رو به كاهش است.
خلبان احساس مي كند كه مي تواند هواپيما بر روي باند فرود آورد ولي از انجام اين كار ناتوان مي شود.
تكان هاي غيرمعمول هواپيما در لحظه اوج گرفتن، ترس و وحشت را بر مسافران غالب مي كند و توصيه هاي گروه پرواز براي آرام كردن مسافراني كه بهم ريخته اند، برخي از ترس و شوكه شدن حتي قادر به باز كردن كمربندهاي خود نبودند، كارساز نيست.
هواپيما به جاي اينكه بر روي باند فرود، قرار بگيرد در زمين هاي خاكي نزديك فرودگاه به زمين مي خورد، چندين بار اين اتفاق مي افتد تا كاملاً بر روي زمين متوقف مي شود. ترس و وحشت و دود تمام فضاي داخل هواپيما را گرفته است.
چند تن از مسافران كه توانسته بودند آرامش خود را به هر نحو ممكن حفظ كنند در فاصله كوتاه چند ثانيه اي با ضربات محكم پا اقدام به بازكردن يكي از درب هاي اضطراري هواپيما مي كنند و نزديك ترين مسافران به اين درب، خود را از هواپيما به بيرون پرت مي كنند و نجات مي يابند.
خاموش شدن موتورهاي هواپيما و از كار افتادن تمام سيستم هاي آن، موجب خفتگي بيشتر مسافران شده است. شاهد اين مدعا، نشستن هاي آرام و بي جنب و جوش برخي از اين مسافران بر روي صندلي هاي خود در آن شرايط سخت و ترس آور است.
برخي از مسافران كه در حدود ۲۰ نفر مي شوند، در گوشه گوشه زمين هاي خاكي جايي كه تكه هاي هواپيما افتاده است، بر روي زمين قرار گرفته اند كه ناگهان انفجاري مهيت وحشتي دوباره را ايجاد مي كند.
آناني كه براساس خفگي نتوانستند خود را نجات دهند و آناني كه به گفته شاهدان فرصت بازكردن كمربندهاي خود را به دليل اضطراب بيش از حد، پيدا نكردند در ميان شعله هاي آتش و در برابر ديدگان دوستان و همكاران خود، سوختند.
يكي از اين نجات يافتگان در آن شرايط با استفاده از موبايل خود اقدام به فيلمبرداري از اين صحنه ها مي كند.
و اينگونه چشم هاي منتظر در تهران، تا ابد چشم انتظار آمدن عزيزان خود مي شوند.
..................
مطالب فوق با استفاده از اطلاعات گرفته شده از برخي از مسافران پرواز نوشته شده است.
در صورتي كه فيلم گفته شده به دست اينجانب برسد، در وبلاگ قرار خواهم داد.
پرواز مستقيم تهران بيشكك كه از حدود ۳ ماه پيش توسط شركت آسمان برقرار شده بود، پايان بسيار تلخي داشت. آخرين پرواز اين مسير يكشنبه تنها چند دقيقه بعد از برخواستن از فرودگاه بين المللي ماناس، دچار سانحه شد و آن اتفاق ناگوار رخ داد.
جمعي از دوستان و كساني كه آنها را مي شناختم در اين پرواز بودند، تعدادي از آنها با لطف خدا نجات يافتند ولي تعدادي ديگر با انفجار قسمت عقب هواپيما از ميان ما رفتند :
مجيد رضاپور سرابي؛ مردي زحمت كش، خانواده دوست و تبريزي كه فارسي را با لهجه تركي سخن مي گفت. بيش از ۱۰ سال بود كه در قرقيزستان فعاليت تجاري مي كرد و با خانمي شيعه مذهب از جمهوري آذربايجان (آذري هاي مقيم قرقيزستان) ازدواج كرده و حاصل اين ازدواج نيز كودكي در حدود ۲ ساله بنام سبحان بود كه بسيار هم او را دوست مي داشت و تازه راه افتاده بود. عجيب اينكه در يكماه آخر بودنم در قرقيزستان، بسيار او را و خانواده اش را در سطح شهر، در محل كار و يا مسجد امام علي مي ديديم. پاي ثابت مراسم هاي مذهبي مسجد امام علي بيشكك. در دوره فعاليت هاي تجاري خود نامهرباني از نزديكان و دوستانش كم نديد ولي پشتكار و جديدت قابل تحسيني داشت.
دكتر ريحاني : از اهالي خوب تبريز، مردي بسيار خوش برخورد و مقيد به آداب اجتماعي، با اينكه شركت خود بنام چاي ساسا (چاي ريحاني) را بعنوان يك شركت كانادايي ثبت كرده بود، ولي در ايران دوستي اين مرد موفق در تجارت هيچ شك و ترديدي وجود نداشت، تئوريهاي تبليغاتي بسيار جذاب و جالبي براي كار خود داشت . سهم بسيار بالايي از بازار چاي قرقيزستان و آسياي مركزي را در اختيار گرفته بود. او بهمراه همسر و فرزندش كه آنها را براي تفريح به بيشكك آورده بود، در سانحه كشته شدند.
يوسف كاتبي :مسئول پيگيري راه اندازي شعبه بانك اقتصادنوين كه يكسال گذشته به دليل سفرهاي مكرر به بيشكك بسيار دوست شده بوديم. حساس در مسئوليت شناسي، دقيق در پيشبرد كارها و دلسوز در انجام وظايف. بيشتر مواقع براي آمدن به بيشكك از مسير پروازهاي تركيه استفاده مي كرد. او نماند تا حاصل زحمات ۵/۱ ساله خود را ببيند، البته اگر با اين اتفاق باز هم ادامه پيدا كند. او بهمراه محسن رسول اف، فرزند مدير عامل بانك اقتصاد نوين در اين سانحه از ميان ما رفتند.
بابك محمدي :مدير عامل شركت پل و دژ، بسيار علاقه مند فعاليت در قرقيزستان، مقيد به آداب و خوش صحيت كه در مصاحبت با او هميشه مطلب جديدي مي آموختم. نشستن با او برايم خوشايند بود. از دست رفتن اين مهندس توانا و دلسوز، يك فاجعه است.
مهدي اسماعيل زاده : برادرزاده يكي از كارخانه داران قرقيزستان، در كارخانه توليد مواد شوينده عموي خود در منطقه آزاد تجاري بيشكك فعال بود و براي شركت در مراسم عروسي خواهرش فصد سفر به ايران را داشت. جواني علاقه مند به كار، خوش سيما و كم صحيت كه با رفتار متينش احترام ديگران را به خود جلب مي كرد.
و چند تن از ديگر عزيزان و دوستان كه همه براي داشتن زندگي راحت، سختي زندگي در غربت را تحمل مي كردند.
روحشان شاد و جايگاهشان بهشت.
شب گذشته از خبرگزاري ها با خبر شدم كه هواپيماي پرواز مستقيم بيشكك ـ تهران چند دقيقه بعد از بلند شدن از فرودگاه به دليل آتش گرفتن موتورهاي آن و هنگامي كه قصد فرود اضطراري را داشته سقوط كرده است.
البته اول يكي از دوستان زنگ زد و اين خبر را داد و بعد كه پيگيري كردم مطمئن شدم
در حدود ۹۰ نفر مسافر در اين هواپيما بوده اند كه شامل ۲۴ نفر قرقيزي، ۵۱ نفر ايراني، ۳ نفر قزاقي، ۲ نفر كانادايي و ۲ شهروند چيني و ترك در اين پرواز بوده اند (به نقل از خبرگزاري آكي پرس قرقيزستان)
برخي از مسافران اين پرواز را مي شناختم
نماينده شركت هواپيمايي آسمان در بيشكك نيز در اين پرواز بوده كه خوشبختانه بهمراه بقيه گروه پروازي كه همگي روس و قرقيز بوده اند، تا الان كه صبح روز دوشنبه است زنده مانده اند ولي ساير مسافران ايراني آن كشته شده اند.
خبرگزاري يورونيوز اعلام كرده است كه تيم ملي بسكتبال جوانان قرقيزستان نيز در اين پرواز بوده اند كه همگي كشته شده اند.
بين ايران و قرقيزستان دو پرواز در هفته وجود دارد.
يكي روزهاي يكشنبه به تهران و فرودگاه امام مي آيد و ديگري روز ۵ شنبه در مسير بيشكك ـ مشهد است.
هواپيمايي كه سقوط كرده هر دو پرواز را انجام مي داده است. اين هواپيما در مالكيت شركت فونكس امارات بوده كه به شركت آيتك اير قرقيزستان منتقل شده و آسمان نيز از حدود ۲ سال پيش آن را اجاره و با استفاده از يك گروه پروازي محلي آن را در مسير مشهد ـ بيشكك استفاده مي كرد و از حدود ۲ ماه پيش نيز دومين پرواز خود را در مسير تهران ـ بيشكك با استفاده از همين پرواز برقرار كرده بود.
با اينكه اين هواپيما بوئينگ بود ولي در حدود ۳۰ سال از عمر آن مي گذشت و ظرفيت آن ۱۱۴ مسافر بود.
الان چندين سال است كه اتحاديه اروپايي تمام شركت هاي قرقيزي را به دليل نداشتن ايمني در هواپيمايي كه در اختيار شركت هاي هواپيمايي اين كشور است از انجام پرواز در به مقاصد يكي از كشورهاي عضو اين اتحاديه منع كرده است.
در حال حاضر بهترين هواپيماهايي كه در مسير قرقيزستان استفاده مي شودند متعلق به روسيه و تركيه هستند. هواپيمايي كه در مسيرهاي داخلي اين كشور استفاده مي شوند بسيار قديمي و عمدتاً ياك هستند.
فرودگاه بين المللي ماناس كه پايگاه هوايي آمريكا نيز هست، بهترين فرودگاه قرقيزستان است كه در ۳۰ كيلومتري شمال شهر بيشكك در شمال قرقيزستان واقع شده است.
با توجه به اينكه برخي از مسافران اين پرواز را مي شناختم، با شنبدن ابن خبر شوكه شدم.
روح تمام كساني كه در اين حادثه جان خود را از دست داده اند شاد و براي خانواده آنها صبر مسئلت مي نمايم.
ديروز بالاخره موفق شدم چيزي كه چند سال دوست داشتم انجام بدهم را عملي كنم و اون سير چند دقيقه اي در تاريخ ايران باستان بود.
ديروز فرصتي دست داد و رفتم به موزه ايران باستان در نزديكي محل كارم
۵۰۰ تومان پول بليط دادم و در طبقه همكف اين موزه كتابچه راهنما را گرفتم و در حدود ۱۵ دقيقه طول كشيد تا تك طبقه اين موزه را ديدم. فكر مي كردم ساختمان بلند موره كه ورودي آن به شكل ايوان كسري معروف ساخته شده است حداقل در دو يا سه طبقه براي نمايش باشد كه بدين صورت نبود.
اشياء بازمانده از دوره باستاني ايران در محفضه هاي شيشه اي نگهداري مي شدند.
چند نكته جالب در خصوص اشياء موجود در اين موزه اين بود كه اغلب آنها توسط باستان شناسان فرانسوي كشف شده بودند و نكته غم انگيز اينكه لوح حمورابي كه بنام قانون حمورابي معروف است و شامل ۲۸۲ قانون در باب روابط اجتماعي دوره اي خاص از زندگي ايرانيان است، بصورت بدل بود كه براساس توضيحات مندرج در پاي اين لوح از روي نسخه اصلي آن كه در موزه لوور پاريس نگهداري مي شود ساخته و به ايران داده شده است.
حمورابي ششمين پادشاه از اوليه سلسله پادشاهان سرزمين ايران است كه اين قانون را در سال ۱۹۱۳ قبل از ميلاد يعني در حدود ۳۹۲۱ سال پيش تهيه و اجرايي كرده است كه بسيار جامع و دقيق به مسايل بسيار ريز زندگي فردي و اجتماعي ايرانيان و حتي حيوانات و ساير جانداران و جانوران نيز پرداخته است.
چيز ديگري كه ديدنش برايم جالب بود بازمانده بدن مرد نمكي متعلق به ۱۷۰۰ سال قبل از ميلاد بود كه ظاهراً همين چند سال پيش در يكي از مناطق مركزي ايران كشف شده بود. سر اين مرد نمكي و موهايش كاملاً سالم و با اينكه مي توانيد چشم ها بيني و دهان و گونه ها و حتي ريش و سبيل و ابروهاي او را تشخيص دهيد تنها به دليل از بين رفتن كمي از پوست صورت، بعضي از قسمت هاي صورت از بين رفته به نظر مي رسد.
بازديد از اين موزه را به كساني كه تا حالا نديده اند و اين امكان و فرصت را دارند، توصيه مي كنم.


