تبليغاتX
امید سبز

برنامه رو در رو شبكه خبر شب گذشته ميزبان ميزگردي براي تحليل ۱۰۰ روز رياست جمهوري اوباما بود كه البته بيشتر به طرف روابط ايران و آمريكا سوق داده شد.

محبيان، حاجي بابايي، زيبا كلام و اشتريان به ترتيب بعنوان استاد دانشگاه و نماينده مجلس و دو نفر بعدي هم بعنوان استاد دانشگاه در اين برنامه حضور داشتند و تعدادي از دانشجو نيز دور تا دور اين ۴ نفر كه بهمراه مجري برنامه ۵ نفر مي شدند نشسته بودند.

نكته جالب در اين برنامه زنده بودن آن بود كه زيباكلام از آن نهايت استفاده را برد و هر چه دلش خواست گفت البته بيشتر كوتاه و با عبارات مختصر و در پاسخ به سئوالاتي كه از او مي شد.

زيباكلام در بيان طرفدار برقراري روابط با آمريكا و استفاده از فرصت حضور اوباما در راس هيات حاكمه اين كشور بود و سه نفر بقيه سعي مي كردند مخالفت خود با اين موضوع را با ورود به بحث هاي منطق محور و مثلاً اينكه بايد بيشتر بر منافع ملي تاكيد گردد ابراز مي كردند. در واقع برنامه تبديل به مناظره اي شده بين زيباكلام و آن سه ديگر.

در بخشي از برنامه يكي از دانشجويان حاضر در استوديو از زيباكلام سئوال كرد كه ۳۰ سال دشمني با آمريكا چه سودي به حال ما داشته كه زيبا كلام هم با عباراتي صريح و بي پرده در پاسخ گفت :

"دمار از روزگار منافع ملي ما درآورده و هنوز هم نمي خواهيم اين را متوجه شويم"

در بخشي كه مصاحبه هاي مردمي پخش شد و همگي بر مخالفت با اين امر تاكيد داشتند زيباكلام اينگونه واكنش نشان داد :

"چه انتظاري از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران است! معموله كه برنامه هايي را پخش ميكنه كه در راستاي ايده ها و افكار خودش باشد!" كه البته با واكنش تند مجري روبرو شد.

در بخش هاي پاياني برنامه زيباكلام دست به روي نقطه اي حساس گذاشت كه به تعبير من موجب پايان برنامه شد. وقتي حاجي بابايي از دشمني هاي آمريكا و تحميل جنگ و خسارات ناشي از آن صحبت كرد زيباكلام اينگونه واكنش نشان داد كه :

" كدام شاهد و دليلي وجود دارد كه جنگ را آمريكا به ما تحميل كرده و صدام را مجبور به جنگ با ما كرده است. صدام خودش براساس منطق خودش دست به اين كار زد. برخلاف آنچه كه در اين ۳۰ سال در جمهوري اسلامي تبليغ شده و گفته شده؛ و چه كسي خواستار ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر شد!!!"

مطالبي كه زيباكلام در فرصت هايي كوتاهي كه به وي داده مي شد به آنها اشاره مي كرد كمتر در تلويزيون به تصوير كشيده مي شوند و شايد ديگر صدا و سيما دست به چنين ريسكي نزند.

چند نكته :

- اينكه سه نفر از يك جريان در مقابل يك نفر به نمايندگي از طيف "متفاوت انديش" درون نظام رو در رو قرار بگيرند، اين عبارت معروف را در ذهن ايجاد مي كند كه "چند نفر به يك نفر"،

- حداكثر آستانه تحمل صدا و سيماي كشورمان صادق زيباكلام است. از گروه گسترده و متنوع كساني كه متفاوت بر گروه هاي حاكم بر كشور مي انديشند تنها اين زيباكلام است كه هر از چند گاهي فرصت مي يابد در صدا و سيما حضور پيدا كند و به ابراز عقيده بپردازد. به نظر مي رسد صدا و سيما تعريفي براي گام نهادن به فراتر از اين حد براي خود ندارد و فعلاً بايد به همين حد نيز قانع بود.

- مدتها بود صدا و سيما دست به چنين اقداماتي نزده بود. به اعتقاد من از بعد از مناظره هاي دكتر مهاجراني و مصباح يزدي در شبكه چهار كه فكر مي كنم در سال ۷۸ پخش شد ديگر با اين كيفيت برنامه هاي نداشته ايم و برنامه هايي هم اگر بوده انتقادي يك طرفه و در موضوعات كاملاً پاستريزه شده و داخلي بوده است.

- حاجي بابايي در بخشي از صحبت هاي خود به شدت سنگ مردم را به سينه زد كه بعد از اين همه خسارات و خيانتي كه آمريكا بر سر ما آورده در صورتي كه بخواهيم موضوع برقراري رابطه با آمريكا را دنبال كنيم چه پاسخي براي مردم و خانواده هاي شهدا داريم ؛

 بايد در پاسخ گفت قانون اساسي كشور الحمد  الله به صراحت از رجوع به آرا مردم در قالب همه پرسي سخن گفته كه مي توان در اين ارتباط با مراجعه به همه پرسي آرا و نظرات مردم را نيز به دست آورد؛ در اين صورت ديگر بار مسئوليت پاسخگويي به طيف هايي كه دكتر حاجي بابايي از آنها سخن مي گفت بر دوش مسئولين نظام سنگيني نخواهد كرد. فصل الخطاب اين موضوع مي تواند يك همه پرسي باشد.

نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:34 توسط یکی از میان همه| |

نگاه اول :

سه شنبه هفته قبل رئیس جمهور از فتح الفتوح جدیدی برگشتند و در فرودگاه مهرآباد مورد استقبال جمع کثیری از دانشجویان بسیجی دانشگاه های تهران قرار گرفتن و در جمع این دوستداران "تک چرخ زدن در خیابان"، رئیس جمهور انقلابی و حماسه ساز با جمله ای تاریخی مشتی جدید به دهان یاوه گویان قدیمی زد و فرمودند به کوری چشم دشمنان از این به بعد در تمام اجلاس های بین المللی شرکت می کنم.

توضیح : "تک چرخ زدن در خیابان" : امین زاده در یک مقاله ای در روزنامه اعتماد ملی پنج شنبه دو اردیبهشت سیاست خارجی ماجراجویانه رئیس جمهور را به "تک چرخ زدن جوانی در خیابان" با موتور تشبیه کرده بود که در لحظه انجام این کار هیجان زودگذری را ایجاد و تمام توجه ها را به خود معطوف می کند ولی همه هم اذعان دارند که این کار خطرناک و نادرست است.

نگاه دوم :

استقلال در مشهد قهرمان شد ولی در مشهد؛ به تهران برگشت و در فرودگاه مهرآباد حدود ساعت سه نصف شب مورد استقبال عجیب هوادارانش قرار گرفت، به حدی که به اعتراف شاهدان عینی، شیشه سالن ترمینال فرودگاه به خاطر حجم زیاد مشتاقان استقلال شکست. باشگاه استقلال اعلام کرده که هیچ هماهنگی برای رفتن هوادارانش انجام نداده و اینها خودشون اون موقع شب رفتند فرودگاه و شیشه ها را شکستند و تا ساعت ۵ صبح هم اونجا بودند و بازیکنان استقلال را مورد لطف خود قرار داده اند.

نگاه سوم :

اتوبوسی که تعدادی دانش آموز فسایی را در یکصد و هفتاد و پنج کیلومتری شیراز به این شهر منتقل می کرد، در بین راه تصادف کرد و تعدادی از دانش آموزان کشته شدند و بقیه هم حال خوشی ندارند و در بیمارستان بستری هستند. این اتفاق همان روزی افتاده که رئیس جمهور به شیراز رفته بود برای سفر استانی؛

نمی دونم چرا این دانش آموزا داشتن توی اون روز خاص به شیراز می رفتند حتماً کاری داشتند الله یعلم

نگاه چهارم :

همایش حامیان خاتمی و موسوی توی سالن همایش های برج میلاد برگزار شد. توضیحاتش را توی سایت های خبری اصلاح طلب بخونید. خالی از لطف نیست. فیلمی تاریخی از سوی هواداران موسوی و خاتمی ساخته شده و که در همایش دوم و دیروزی که همایش سوم بود، پخش شده است و از ابتدای مشروطه تا زمان کنونی به بررسی قهرمانان ملی ایران می پردازد. فیلم ماهرانه و هنرمندانه ساخته شد و به خوبی احساسات و هیجانات بیننده را تحریک می کند.

واکنش های متفاوت و گاه متضاد حاضرین در نشست هایی که این فیلم پخش شده به بخش ها و شخصیت های مختلفی که به نمایش گذاشته می شوند جالب توجه و عبرت آموز است.

 

نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 4:14 توسط یکی از میان همه| |

امروز ۵ شنبه بود و من هم تعطیل بودم و به ناچار در خونه؛

اتفاقی داشتم شبکه های تلویزیون را می زدم، رسیدم به برنامه کودکان شبکه ۵؛

برنامه پنگوول و پنبه بود؛ برنامه همچنان ادامه داشت که یکی از مجریان برنامه، تمام کودکان را ذوق زده کرد و اعلام کرد به اسلامشهر می ریم تا سخنرانی رئیس جمهور را گوش بدیم.

تصویر که اسلامشهر رفت رئیس جمهور داشت سخنان اولیه سخنرانی خودش را به عربی شروع می کرد. یعنی ادعیه هایی که در ابتدای سخنرانی شروع می کنند.

طبیعی بود که دخترم اعتراض کنه؛ ولی به امید دیدن برنامه کودک دیگه ای آرامش کردم.

شبکه ها را زدم و چند دقیقه ای وقت تلف کردم و دوباره سری به شبکه پنج برگشتم.

سخنرانی رئیس جمهور همچنان ادامه داشت.

به موضوع همیشگی یارانه ها رسیده بود و با هیجان خاصی داشت حرف از اعداد و ارقامی می زد که قراره براساس طرح تحول اقتصادی به مردم بدهد.

محاسبات سرانگشتی رئیس جمهور نشون میداد که به یک خانواده ۵ نفره ۳۰۰ هزار تومان می رسد.

رئیس جمهور مدام به این موضوع اشاره می کرد که حدود ۵۰ ساله عده ای خاص که اقلیت هم هستند از کمک های دولت بهره مند و مابقی که اکثریت اند از این کمک ها بی بهره، ما می خواهیم از این پس اون عده زیاد را بهره مند کنیم.

چند نکته در مورد سخنان رئیس جمهور :

- ایشان بصورت هدفمندی این موضوع را پیگیری می کردند که طبقه ثروتمند جامعه را عامل محروم ماندن بخش زیادی از کشور قرار دهد.

- جناب رئیس جمهور دانسته جبهه ای را بین طبقه پایین و طبقه بالای جامعه درست کرد تا این دو طبقه را رودروی هم قرار داده باشد.

- رئیس جمهور در سخنرانی هایی که رنگ و بویی کاملاً عوامانه دارد و این روزها با نزدیک شدن به انتخابات این موضوع شدیدتر هم می شود دائماً صحبت از مقدار پولی می زند که قرار است به مردم بدهد.

در سخنرانی های خود در میان مردم زمان زیادی را به حساب و کتاب این موضوع اختصاص می دهد.

ولی آقای رئیس جمهور آگاهانه به این موضوع اشاره نمی کند که :

با حذف یارانه ها و پرداخت نقدی آن به مردم چه بلایی سر قیمت ها و همین خدماتی که دولت به مردم می دهد، می آید و چه افزایش قیمت بی سابقه و وحشتناکی را شاهد خواهیم بود.

رئیس جمهور با این طرح تنها یارانه های دولتی را بصورت نقدی به مردم پرداخت می کند. ولی روشن است که وقتی :

یارانه ها حذف شوند علاوه بر گرانی کالاها و خدماتی که دولت یارانه آنها را حذف کرده، سایر بخش های کشور نیز شاهد تورم قیمت فزاینده و تاریخی خواهد شد.

دولت حتی با فرض خوشبینانه اگر به یک خانواده ۵ نفره در ماه ۳۰۰ هزار تومان پرداخت کند تنها پول یارانه های خود را داده است و نه افزایش قیمت هایی که در سایر بخش ها ناشی از حذف یارانه ها ایجاد شده است.

- احمدی نژاد به روشنی در حال ایجاد نوعی تقابل در میان اقشار ضعیف و بهره مند جامعه است. ایشون در انتخابات دل به آراء اقشار ضعیف دوخته و بهمین خاطر در سخنرانی های خود از هیچ بد و بیراهی به طبقات بالای جامعه خودداری  نمی کند.

- رئیس جمهور فراموش کرده بخش زیادی از اقتصاد و تجارت این کشور در اختیار همان طبقه ثروتمندی است که قصد داره به گفته خودش از یارانه های دولتی محرومشون کنه و باید دندون روی جگر بگذارند. همین طبقه هستند که کارخانه ها، صنایع و پروژه های بزرگ سرمایه گذاری را در اختیار دارند و اصلی ترین گردانندگان اقتصاد و تجارت کشورند. و بقیه جامعه تنها حقوق بگیران این گروه اند.

همین گروه ثروتمندند که بیشترین مالیات را به دولت پرداخت می کنند.

آقای احمدی نژاد فراموش کرده همین گروه بالای جامعه بودند که قانون مالیات بر ارزش افزوده را زمین گیر کردند و مهر تعطیلی برش زدند.

شاید خیلی از مسئولین کشور نیز در همین طبقه قرار داشته باشند.

طبقه ثروتمند با حذف یارانه دست به گران تر کردن قیمت کالا و خدماتی خواهد کرد که به جامعه می دهد. امری که کاملاً طبیعی و منطقی است. باز بازنده اصلی این دور تسلسل طبقات ضعیفی هستند که جبر تاریخ اونا را بعنوان طبقه پایین دستی در جامعه قرار داده است.

امیدوارم ادامه سیاست ها و سخنرانی های رئیس جمهور شاهد شکلگیری درگیرهای طبقاتی و سازماندهی های پنهانی گروه ها و جریانهای که تقابل طبقاتی را پیگیری می کنند، نباشیم.

آقای رئیس جمهور با نوع ادبیات و حساب و کتابهایی که از پول و حقوق و اینگونه مسایل می زنند ملت ایران را ملتی فقیر و دست به دهان فرض کرده که نیازی به کار و تلاش بیشتر و تحصیلات بالاتر ندارند و باید منتظر کمک های ماهیانه دولت باشند.

با اینگونه یارانه ها تمام ملت ایران می شوند کارمند حقوق بگیر دولت.

چتر حمایتی کمیته امداد به گسترده تمام ایران به دست دولت می افتد و تمام ملت می شوند تحت پوشش کمیته امدادی جدید به نام دولت.

اصل حذف یارانه ها به اعتراف تمام کارشناسان اقتصادی امری پسندیده و معقولانه و منطبق بر اصول پذیرفته شدن اقتصادی است.

به تعبیری، پرداخت یارانه سم اقتصاد و پرداخت نقدی این یارانه ها درمان سم قبلی، با سمی بدتر است.

 چه درست گفت استاد مصطفی ملکیان که :

احمدی نژاد آنچه را ملت دوست دارند انجام می دهد

و خاتمی و اصلاح طلبان آنچه را به مصلحت ملت است انجام می دهند.

 

نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 18:37 توسط یکی از میان همه| |
سلام دوباره بعد از چند مدت

جناب آقاي احمدي نژاد توي اين هفته هم دوباره خبرساز شد.

رفت توي يك اجلاس كه برگزاركنندگانش سازمانهاي غيردولتي بودند.

شروع به سخنراني كرد و دوباره حرفهاي تكراري عليه اسرائيل.

جمع زيادي سالن را ترك كردند و بهمين خاطر ديروز كاردار چك كه رئيس دوره اي اتحاديه اروپاست به وزارت خارجه فرخوانده شد.

دليل اين فراخواني هم گفته شد كه نگراني ايران از روند فزاينده نقض حقوق بشر در اتحاديه اروپاست.

جالب بود!!!!!!!!

بهرحال ......

خيلي عجيبه، خيلي زياد

البته ميرحسين واكنش خوبي نشون داد به اين موضوع. منطقي بود.

واقعاً انتخاب نو در كشور احساس مي شه، ادامه اين روند متاسفانه مي تونه كل نظام را با خطر دچار كنه.

هنر صدا و سيما هم شده قلب موضوعات و دور نگه داشتن مردم از واقعيات.

رئيس جمهور ما سنگ چيز ديگري را به سينه مي زنه و بي احترامي هاش نصيب نماينده رسمي كشور  ايران با قدمت چند هزار ساله مي شه.

هر جا تريبوني بدست مي آريم

به جاي اينكه منادي صلح و عشق و دوستي باشيم

شديم علمدار جنگ و دعوا و ناسزا گفتن به اين و اون.

خدا خودش به خير كنه.

نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 14:55 توسط یکی از میان همه| |