تبليغاتX
امید سبز

امروز براساس اعلام قبلی گروه های اصلاح طلب قرار بود تجمعی در میدان انقلاب صورت گیرد.

دیروز رهبر در نماز جمعه مخالفت سرختانه خود در خصوص این تجمعات را اعلام کرد.

این تجمع در هاله ای از ابهام قرار گرفت و اخبار ضد و نقیض زیادی منتشر شد.

میدان انقلاب - شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۴ بعد از ظهر تا یک ربع به شش :

تمام مغازه های اطراف میدان تعطیل است.

مردم فوج فوج به میدان سرازیر می شوند ولی هیچ کس نمی تواند حتی برای لحظه ای در گوشه ای از میدان توقف کند.

در تمام خیابانهای منتهی به میدان انقلاب نیروهای مختلفی مستقر شده اند.

میدان حر تا  میدان انقلاب،

چهارراه ولی عصر تا میدان انقلاب،

نبش بلوار کشاورز با خیابان کارگر تا میدان انقلاب و

از سر اسکندری تا میدان انقلاب

البته سرتاسر خیابان از میدان آزادی تا میدان انقلاب بصورت فشرده ای نیروهای ویژه مستقر شده اند.

جمعیت بسیار زیادی مداوم به گرد میدان بصورت غیرارادی می چرخند. چون حق توقف حتی برای یک لحظه را ندارند.

نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی به شکل و شمایل های مختلف در میدان حضور دارند. موتورسیکلت های کراس و ماشین های لندکروز مشکی و مینی بوس های نیروی انتظامی در سرتاسر میدان مانور می دهند و مداوم در حال گردش در میدان و خیابان های اطراف هستند.

بصورت کلی ۵ لایه نیرو را می توان در میدان مشاهده کرد :

- نیروهای گارد ویژه کاملاً مجهز به لباس های ضدشورش با تمام ابزارها و امکانات درگیرهای خیابانی. مجهز به تمام پوشش های ضدضربه. مجهز به باتوم های الکتریکی و بعضی از آنها شلاق های سیاه رنگی به طول یک متر که واقع زنجیری زخیم اند که پوششی لاستیکی این زنجیر را پوشانده است. این موتورسوارها با عربده و فریاد و با سرعت زیاد به درون اجتماع هایی که در گوشه گوشه میدان جمع شده اند وارد شده و با ایجاد ارعاب سعی در متفرق کردن مردم می کنند.

- نیروهای لباس شخصی که امروز مجهز به باتوم های پلاستیکی و برخی از آنها کلاهخود اند. بعنوان نیروی پشتیبان برای نیروهای موتورسوار عمل می کنند. با عبور موتورسوارها این گروه نیز به حالت پیاده خود را به جمعیت می رسانند و شروع به ضرب و شتم مردم می کنند.

- لباس شخصی هایی که به آنها کلاهخود و کاور و پوتین داده شده در حالی که پیراهن و شلوارهایی کاملاً معمولی پوشیده اند. چهره و لهجه آنها نشان می دهند از شهرهای دیگر به تهران آورده شده اند. این گروه بیشتر در حاشیه خیابان های مستقراند و تا نیروهای لباس شخصی اول وارد نشده اند عملاٌ با مردم کاری ندارند و تنها نظاره گر تحولاتند مگر اینکه یکی از نیروهای لباس شخصی گروه اول به آنها دستور بگیرند. بیشتر شبیه به نیروهای احتیاطی هستند که در واقع ضروری فراخوانده می شوند. تعداد بسیار زیادی از نیروهای قراردادی و پیمانی دستگاه های دولتی در این گروه قرار دارند.

- نیروهای موتورسوار با لباس معمولی که با ترددهای مکرر تمام تحرکات را زیرنظر دارند و فرامین لازم را صادر می کنند.

- نیروهای پراکنده وزارت اطلاعات که کاملاً مراقب اوضاع و احوال اند و به راحتی می توان فهمید که بر تمام نیروهای فعال در این صحنه ها حاکمیت دارند. با لباس های معمولی و بسیاری از آنها با کت و شلوار.

البته باید در این میان باید به نیروهای آتش نشان هم که در این صحنه ها پرسه می زنند باید اشاره کرد و همچنین نیروهای ناشناسی که در بین مردم حضور دارند و کاملاً تمام پچ پچ کردن های مردم را تحت کنترل دارند.

کوچکترین مقاوتی در مقابل خواست یکی از نیروها منج به بازداشت و زدن دستبندهای سیمی می شود.

در میان جمعیت معترض زن و مرد مسن در حدود ۷۰ ساله ای را دیدم که مچ بند سبز بسته بودند و دست در دست هم در میان جمعیت هر دو دست خود را به علامت پیروزی بالا برده بودند و فریاد سکوت سرداده بودند.

این جماعت معترض که تجمعشان مجوز نداشت و در خطبه های نماز جمعه هشدارهای لازم برای سرکوبی آها داده شده بود هیچ وسیله ای برای دفاع از خود ندارند جزء سکوت،  دستانی که به علامت پیروزی رو به آسمان است و تکه پارچه های سبزرنگی که نشان از آرامش خواهی و صلح طلبی آنها دارد.

جمعی پنجاه نفره در میدان انقلاب دست در دست هم به حرکت درآمدند. کم کم به تعداد آنها افزوده شد و در نهایت به یکی از کوچه های فرعی بین انقلاب و بلوارکشاورز رسیدند.

به صورت حساب شده ای آنها به یکی از این فرعی ها هدایت شدند. هر دو طرف این فرعی بسته شده و در یک لحظه تعدا بسیار زیادی از موتورسوارها (در حدود ۲۰ موتور که هر موتور ۲ سرنشین داشت) به جمعیت حمله ور شدند و پشت سر آنها نیروهای لباس شخصی گروه اول وارد عمل شدند و در پی آنها نیز نیروهای لباس شخصی گروه دوم.

جمعیت هر یک به گوشه ای متفرق شدند و البته بسیاری از آنها توفیق اصابت شلاق ها و باتوم های آنها را کسب کردند.

این بخشی از حوادث میدان انقلاب بود. البته تنها تا یک ربع مانده به ساعت شش بعد از ظهر. بعد از اون را خبر ندارم.

آری

درب صفا و محبت گشوده است.

نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 23:36 توسط یکی از میان همه| |
 مخالف

گروه حاکم :

تمام مخالفت ها از چارچوب قانونی باید پیگیری کنند.

گروه مخالف :

در انتخابات تقلب صورت گرفته است.

شورای نگهبان و وزارت کشور امانت داری نکرده اند. نوعی مهندسی انتخابات به راه انداخته اند.

مجوز راهپیمایی می خواهیم.

انتخابات باید تجدید شود.

گروه حاکم :

سایت ها را ببندید.

خبرنگاران خارجی را اخراج کنید.

شبکه های خارجی را پارازیت بیاندازید که به مردم خط ندهند. ای انگلیس خبیث و بدطینت

خبرگزاری های غربی و صهیونیستی به تحولات ایران خط می دهند.

روزنامه های مخالف بر خلاف مصالح خبرپراکنی می کنند و باید تعطیل شوند و می شوند.

مجوز راهپیمایی  هم نمی دهیم.

اگر مشکلی در مورد انتخابات دارید به وزارت کشور و شورای نگهبان شکایت ببرید.(مجریان مهندسی انتخاباتی اخیر)

هرکس حرکتی کند سرکوب می شود. چه با نیروی انتظامی و چه نیروهای شخصی.

ما زیر بار بدعت های انتخاباتی نمی رویم. چون اگر برویم دیگر  نمی توانیم مهندسی کنیم انتخابات های بعدی را.

مخالف :

چشم. ما می نشینیم توی خونه هامون. ن

ه روزنامه ای می دیم بیرون.

نه با خبرنگاران خارجی مصاحبه می کنیم.

نه شبکه های بیگانه را می بینیم.

نه راهپیمایی می کنیم. و

ولی مخالفیم.

هر چه شما بگید چشم.

ولی مخالفیم.

راستی سایت هم نمی خوایم اگه هم دایر کنیم هرچه شما بگید می نویسیم.

چشم.

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 18:34 توسط یکی از میان همه| |
آقای رئیس جمهور در کنفرانس خبری اعلام کردند که معترضین به اندازه یک صندوق رای هم نیستند.

لطفاً یک نفر فیلم ها را به رئیس جمهور نشان دهد.

یا صندوق های رای ایشون خیلی بزرگه و یا این جمعیت میلیونی همگی یک صندوق اند.

واقعاً یک ملت یک صندوق اند.

ایرانیان روسفیدمان کردند.

از اینکه موسوی و خاتمی و کروبی هم از خانه برون آمدند و به مردم پیوستند خوشحالیم.

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 2:5 توسط یکی از میان همه| |

مجموع آراء گرفته شده : کمی بیشتر از ۵۰۰ رای

آراء مهندس موسوی : ۳۶۲ رای

آراء احمدی نژاد : ۱۱۲رای

مابقی آراء  هم برای کروبی (۱۵) رضایی (۱۲) و باطله

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 14:27 توسط یکی از میان همه| |

انتخابات برگزار شد و رئیس جمهور هم منصوب شد.

خدا را شکر که دل اقلیت شاد و مهم نیست اکثریت چه شدند.

سالها ما ایرانیان یاد گرفته ایم در عزای نزدیکترین کسانمان رخت عزا ببپوشیم. چه عزیزی نزدیکتر از ایران که امروز اینگونه فرزندانش به تمسخر گرفته شده اند.

بیست روز همه زندگی یمان شده بود سبز.

از فردا بیست روز را به عزا خواهیم نشست. این بار دستبندهای سیاه می بندیم و پارچه های سیاه به ماشین آویزان می کنیم.

ما به کس دیگری رای داده بودیم. به خداوندی خدا مردم به کس دیگری رای داده بودند.

این را می شد از تمام ذره ذره این جامعه سرخورده و بدبخت فهمید.

توی پرواز از تهران به مسکو که اتفاقاً همان صبح روز جمعه یعنی روز رای گیری بود با چندین نفر اتفاقی هم کلام شد.

صحبت چند نفر را هم می شنیدم که با ذوق و شوق می گفتند به مسکو  رسیدیم باید بریم رای بدیم که این نشه. یکی از اونا می گفت حتی دوم خرداد هم رای نداده ولی این بار پای ایران در میونه. باید رای داد که این نشه.

ولی شد. ما رای هم دادیم ولی شد.

ولی آهای مردم دنیا

من یک ایرانیم ام. افتخار می کنم این انتخاب با تقلب است. خوشحالم خیلی خوشحال که رئیس دولت نهم را ملت با فرهنگ و دیرینه ایران زمین دوباره انتخاب نکردند و قرار است ۴ سال بی اخذ رای مردم دوباره رئیس جمهور باشد.

رئیس جمهور است و از این پس او را رئیس جمهور می خوانیم. اشکال ندارد شما هم بگویید پرزیدنت احمدی نجاد. مهم نیست.

حالا دیگر سرم با بالا میگیرم و افتخار میکنم که این انتخاب مردم  ایران نبوده است. خدا را شکر با تقلب شد رئیس جمهور. ا

گر مردم واقعاً انتخابش می کردند اون وقت چه جوابی داشتیم به مردم دنیا بدیم.

خدا را شکر

آهای مردم دنیا بفهمید. تو را خدا بفهمید و این رو به حساب ما نگذارید.

نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 23:28 توسط یکی از میان همه| |

هرچند كه بيست سال دير آمده است

در بيشه انتخاب شير آمده است

گر سيد ما برفت از عرصه برون

برخيز بردارم كه مير آمده است.

 

آنان كه به حق قافيه را باخته اند

بر پرچم سبز موسوي تاخته اند

ترسند كه سبزي صداقت امروز

بر باد دهد هرچه ريا ساخته اند

 

 قانع به دروغ و هاي و هوي هم نشدند

قايل به اصول گفتگو هم نشدند

هر چند كه سيد از شما مي رنجيد

هيهات حريف «چيز» او هم نشدند.

 

صد دروغ و جهل و تهمت ساختند

با هزاران شيوه بر او تاختند

چون نياوردند چيزي را به دست

«چيز» او را در دهان انداختند.

 

سبز رنگ اهل بيت مصطفاست

سبز رمز يا حسين و كربلاست

سبز يعني عشق و اسلام و حسين

سبز يعني يك حسين تا ميرحسين

سبز يعني رنگ اخلاص وعمل

سبز يعني جنگ با مكر و دغل

سيد ما پيرو عشق و ولاست

رنگ سبز موسوي رنگ خداست

ميرحسين پورشجاع مرتضاست

دشمن او فاقد عقل و حياست

نام مهدي نام جمله اولياء

نام تو بازيچه شد مهدي بيا

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 15:18 توسط یکی از میان همه| |

احمدی نژاد مدتی است که تاکتیک و مدل تبلیغاتی جدید را در پیش گرفته است که ویژه متخصصان جنگ روانی در شرایط خاص در یک جامعه است.

رئیس دولت نهم با اغتنام از فرصت هایی که گمان می کند بینندگان زیادی از طریق رسانه ملی امکان دیدن و شنیدن حرفهایش را دارد به طرح ادعاها و اتهاماتی می کند.

با این شیوه ذهنیت عمومی نسبت به آن موضوع شکل می گیرد.

پس از اون حتی اگه صدها و هزارها تکذیبیه هم در ارتباط با اون مطلب منتشر بشه دیگه توی افکار عمومی تاثیرگذاری چندانی نداره و ادعاهای اولیه رئیس دولت نهم کار خودش را کرده است.

متاسفانه با توجه به اینکه افرادی که رئیس دولت نهم اونا را متهم کرده موفق به استفاده از رسانه ملی نشده اند بعید است بتوان به این سادگی ذهن عمومی را از این موضوعات پاک کرد.

معلوم نیست این حلقه انحصاری که نظام را به ادعای احمدی نژاد در دست گرفته اند و اجازه نمی دهند کس دیگری وارد این حلقه شود توان و عرضه استفاده از یک ساعت برنامه تلویزیونی از رسانه ملی را ندارند چه جوری تونستند ۳۰ سال این مملکت را غارت کنند.

نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 3:24 توسط یکی از میان همه| |
از شب بعد از مناظره میرحسین و احمدی نژاد بصورت کاملاً محسوسی فعالیت طرفداران رئیس دولت نهم در سطح شهر تهران مشهود شده است.

 موتورسوارانی با ظاهرهای خاص که پرچم کوچکی از ایران را بر روی فرمان خود نصب کرده اند و بعضاً ظاهر و حرکات برخی طرفداران موسوی را با دوربین موبایل های خود رکورد می کنند تا شاید روزی به درد بخوره و با عبورهای سریع و رعب آور در سطح شهر نوعی حالت خاص را در میان مردم ایجاد کرده اند.

و همچنین ماشین های پیکان سفید رنگی که پرچم های کوچک و بزرگ متعددی جاهای مختلف اونا نصب شده در سطح شهر تهران در حرکت در آمده اند. از این پیکانها جلوی ستادهای احمدی نژاد می شود به خوبی دید.

به نظر می رسه این پیکان ها که همگی یکدست و سفیدرنگ اند از  نهاد خاصی در اختیار ستاد ایشون قرار گرفته.

بهرحال از اون شب مناظره که رئیس دولت نهم یادش رفت و شاید هم وقت نشد پروند های مالی خودش را توی استانداری اردبیل و شهرداری تهران و ریاست جمهوری برای تنویر افکار عمومی در اختیار مردم قرار دهد طرفداران ایشون جسارت بیشتری برای ابراز وجود پیدا کرده اند ولی البته با امکاناتی که از جایی خاص در اختیار ستادهای ایشان قرار گرفته است.

این نظر تنها یک حدس است. اگر به ستادهای ایشون و فعالیت هاشون دقت کنید حتماً شما هم مثل من به این نتیجه می رسید.

نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 19:38 توسط یکی از میان همه| |

اگه مناظره اول بین کروبی و رضایی یک مناظره نامتجانس بود که هر چه رضایی کوشید کروبی را به  بحث های اقتصادی کارشناسی بکشاند، ولی دریغ از ذره ای همراهی او که البته خودش هم اعتراف کرد که می بایست در این زمینه ها کارشناسان و مشاوران کاندیداها هم در این گونه نشست ها باشند و

اگه مناظره موسوی و احمدی نژاد بیخود و بی جهت و تعمداً و با شیطنت و زیرکی احمدی نژاد به حوزه هایی کشیده شد که موسوی را کاملاً غافلگیر کرد، که البته در پایان هر آنچه بود برد موسوی بود ولی

مناظره دیشب کاملاً روال یک بحث علمی و دانشگاهی را به خود گرفت.

دیشب رضایی نمایندگی مباحث صرف تئوریک و دانشگاهی را برعهده داشت و میرحسین نمایندگی تجربه و کار در شرایط سخت را بر دوش کشید.

رضایی که با مطالعات دوازده ساله خود از نظر تئوریک و با شناخت علمی و دانشگاهی از مسایل و مشکلات کشور این روزها به خوبی در میان سایر کاندیداها جولان می داد دیشب در تقابل با موسوی کارکشته و باتجربه برخی از تئوری ها و نظریات خود را زیر سئوال دید.

اما بزرگترین دستاورد مناظره دیشب همان مصرعی بود که میرحسین در ابتدای سخنان اولیه خود در قالب یک بیانیه خطاب به ملت ایران خواند.

نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 12:32 توسط یکی از میان همه| |

دیشب ایرانیان به نظاره استثنایی ترین مناظره و صریح ترین برنامه انتقادی صدا و سیما در تمام دوره انقلاب نشستند.

همه مناظره را دیده و شرح آن را می دانند ولی تنها یک نکته :

همسویی، همکلامی و همدلی رئیس جمهور قانونی کشور با معاندان و مخالفان نظام در خارج از کشور که هر روز با تلویزیون های خود نظام را بمباران خبری می کنند و صحبت از فساد فزاینده در آن می کنند جالب بود.

به قول عبدالله نوری در جلسات دادگاه محاکمه خود :

اگر اونها که آن طرف آبند و این حرفها را می زنند درست می گویند پس وای بر این نظام

و اگر رئیس جمهور دروغ می گوید باز هم پس وای بر این نظام که شخص دوم آن به این واضحی تمام نظام را با پرونده سازی و دروغ زیر سئوال می برد.

والسلام

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 12:11 توسط یکی از میان همه| |

دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور محترم ديشب در ادامه برنامه تبليغاتي صدا و سيما در مقابل مردم قرار گرفت.

نكاتي را ايشان گفت كه از سوي هر كسي مي تواند به سادگي مورد متاقشه قرار گيرد. اصلاً هم نيازي به داشتن اطلاعات و توانايي هاي علمي و دانشي خاصي نيست.

آماري ارايه كردند كه بايد كارشناسان مطلع اظهار نظر كنند. البته آمارهاي ارايه شده از سوي دولت نهم همواره از سوي نهادهاي نظارتي و اقتصادي مورد خدشه واقع شده، حتي نهادهايي مانند سازمان بازرسي، بانك مركزي و مركز مطالعات مجلس كه همگي حداقل از نظر فكري و جرياني، از همسويان آقاي احمدي نژاد در راس آنها قرار گرفته اند.

البته ايشان اشاره اي به نرخ ۵/۱۲ درصدي تورم در ابتداي دولت ايشان و نرخ ۲۵ درصدي فعلي اين شاخص مهم اقتصادي نكردند.

اما جالب اين بود كه بيش از ۷۰ درصد از مطالب ايشان در بخش سياست خارجي و مشخصاً موضوع هسته اي بود. گو اينكه دولت خود نيز مي داند در حوزه داخلي جاي دفاعي براي خود باقي نگذاشته است.

دوباره حرفهاي نادرستي كه در مورد بيانيه سعدآباد زده شد. من متن فارسي اين بيانيه را تاكنون چندين بار مطالعه كرده ام هرگز به چيزهايي كه ايشان به آنها اشاره مي كند برخورد نكرده ام.

رئيس جمهور در مدت ۳۰ دقيقه صحبت خود بيش از ۵۵ بار از واژه "ملت ايران" استفاده كردند يعني تقريباً بصورت متوسط در هر يك دقيقه دوبار اين كلمه را بكار بردند كه در نوع خود جالب بود.

ايشان اشاره كردند كه با فعاليت هاي دولت نهم در عرصه سياست خارجي "تهديد براي هميشه از ايران رخت بربست"!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

عجبا و هزار عجبا كه اگر ايشان به الفباي روابط بين الملل حداقل به اندازه يك صفحه آشنا بود اين عبارت را بكار نمي گرفت و مي دانست كه تنها كشوري مشمول اين قاعده است كه در روي زمين وجود خارجي نداشته باشد. مگر مي شود در سياست خارجي و حوزه روابط بين الملل ادعا كرد كه كشوري فاقد تهديد است. تهديد جزء ذاتي زنده بودن يك كشور است.

تاكيدات شديد ايشان براي اينكه نشان دهد ايران و ايراني در اوج عزت و كرامت خود در جهان است هم به نوبه خود جالب و تامل برانگيز بود. مصاديق نقض اين ادعا آنقدر زياد است كه گفتن آنها كليشه اي و تكرار مكررات است و مي شود گفت بي فايده است.

رئيس جمهور به زبان خود اعتراف نمودند كه دوره ۴ ساله اخير پربحران ترين دوران نظام پس از انقلاب بوده است، حتي از دوره اي كه ايران دچار جنگ با تمام جهان بود و بخشهايي از كشور در تصرف نيروهاي خارجي بود، حتي از دوره اي كه هواپيماي مسافربري ايران در خليج فارس سرنگون شد، حتي از دوره مذاكرات آتش بس با عراق، حتي از دوره وقوع حوادث يازده سپتامبر و پس از آن و جنگ افغانستان و عراق!!!!!!!!!!!!!!!!!

ادعاهاي جالبي كه واقعاً بايد مورد توجه قرار گيرد كه يك مقام رسمي چگونه مي تواند ادعاهايي بكند كه مثل روز روشن است نادرست است.

حتي با فرض پذيرش اين ادعاي رئيس جمهور يك نفر نيست سئوال كند باعث و باني پيدايش يك چنين دوره اي در ۴ سال اخير آيا كسي غير از خود ايشان بوده كه موجب تحريك و گستاخي كشورهاي غربي در نوع نگاه و نگرش به ايران شد. طرح ايده هاي تهاجمي و بي فايده در سياست خارجي و بحران سازي هاي دايمي و روزانه در اين عرصه همه و همه موجب ايجاد چنين دوره اي شده است.

بهرحال هر آنكس كه ديشت شنيد سخنان ايشان را مي تواند به خوبي قضاوت منصفانه اي از حرفها داشته باشد.

واقعيت ها آنقدر روشن است كه مجادله و استدلال براي اثبات روز بودن روز و شب بودن شب لازم نيست.

نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 14:12 توسط یکی از میان همه| |

ديشب خيابانهاي شمال تهران حال و هواي ديگري داشت. انگار مردم هم تابع قانون انتخابات شده بودند و منتظر آغاز رسمي تبليغات انتخابات بودند تا پوسترها را بيرون بياورند و به شيشه ماشين هاي خود بچسبانند.

دست بندها و شال هاي سبز هم زينت بخش جوانان و موتورسوارهاي اين خيابان ها بود.

بايد اميدوار بود شور و حال انتخابات در حال اوج گرفتن است و اين مي تواند خيلي مهم و تعيين كننده باشد.

برخلاف تمام مخالفت هايي كه با ابتكار اطرافيان موسوي براي انتخاب نماد سبز بعنوان نماد و رنگ تبليغاتي صورت گرفته بايد به اين ابتكار عمل احسنت گفت. نمادي كه نقش يك رسانه تمام عيار را به خوبي ايفاء مي كند.

درست است كه اين شيوه اي كاملاً غربي است ولي تاكنون در ايران مغفول مانده بود و نشان دهنده نوعي رويكرد جديد در برنامه هاي انتخاباتي در ايران دارد.

ترديدي نيست اين رويه در دوره هاي بعد انتخابات نيز ادامه خواهد داشت.

وقتي مي توان تنها با يك رنگ و تكه اي پارچه و رنگي از ميان تمام رنگ هاي دنيا پيام خود را برسانيد و فرد مورد نظر  خود را معرفي كنيد چرا اينكار را نكنيد.

و اما اينكه :

عجيب و غريب است كه دولتمردان برنامه ها و به گفته اي ويژه برنامه هاي سوم خرداد را يك روز زودتر و در دوم خرداد برگزار كرده اند.

رئيس جمهور به جاي سوم خرداد، دوم خرداد به خرمشهر رفته و تمام برنامه هاي تلويزيوني ويژه آزادسازي خرمشهر نيز يك روز زودتر در حال برگزاري است.

شايد براي تحت تاثير قراردادن برنامه هاي اصلاح طلبان براي دوم خرداد باشد.

البته اگر اين جابه جايي صورت گرفته و ما خبر نداريم اطلاع رساني كنند اصلاح طلبان هم برنامه هاي دوم خرداد را يك روز ديرتر يعني در سوم خرداد برگزار كنند. اين موضوع كاملاً قابل توافق است. كافي دوستان بنشينند و با هم مذاكره كنند تا به توافق برسند تا دوم خرداد بشود سوم خرداد و سوم خرداد هم بشود دوم خرداد.

بهمين سادگي.

نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 16:41 توسط یکی از میان همه| |